May 28, 2009

خوشحالی تايلندیها از تولد اولین نوزاد خرس پاندا در اين كشور


اولين زايمان خرس پاندا در باغ وحش استان "چيانگ ماي" تايلند باعث خوشحالي مردم و مسئولان حفاظت از حیوانات کمیاب اين كشور شد.

خبرگزاري رسمي تايلند (تنا) در این زمینه نوشت که خرس پاندا مشهور به "لين هوي" روز گذشته (چهارشنبه) در باغ وحش شهر توريستي-تفريحي "چيانگ ماي"، واقع در شمال تايلند، اولين نوزاد خود را سالم به دنيا آورده است.

توليد اولين نوزاد ا"لین هوی" كه خود شش سال پيش از سوي چين و به عنوان سفير دوستي بين دو كشور به تايلند اهدا شده بود، شادي و شعف زيادي در بين مردم تايلند ايجاد كرده است.

از نكات جالب در مدت زمان بارداري و زايمان "لين هوي" اين است كه نتايج آزمايشات پزشكي كه اوايل ماه جاري ميلادي (ماه مه) بر روي "لين هوي" صورت گرفته بود، به هيچ عنوان باردار بودن وي را نشان نداد.

عمل تلقيح بر روي "لين هوي" در تاريح 18 فوريه سال جاري و به صورت مصنوعي صورت گرفته بود.

بر اساس توافقنامه دو كشور چين و تايلند، دولت تايلند موظف است نوزاد لین هوی را پس از 24 ماه به كشور چين مسترد كند.

بيماري ديابت، چالش بعدي آسيا

روزنامه مالزيايي استار در شماره امروز (پنج شنبه) خود بر اساس نتايج يك تحقيق پزشكي نسبت به رشد خزنده بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي هشدار داد.

بر اساس يك تحقيق پزشكي كه اخيرا صورت پذيرفته و در ژورنال علمي انجمن پزشكي آمريكا نيز به چاپ رسيده، بيش از 60 درصد از مبتلايان به بيماري ديابت در جهان در كشورهاي آسيايي زندگي مي كنند و اين درحالي است كه روند رشد اين بيماري در اين كشورها نسبت به ساير نقاط جهان نيز بيشتر است.

بر اساس نتايج اين تحقيق در زمان حاضر نزديك به 240 ميليون نفر در جهان از بيماري ديابت رنج مي برند كه با توجه به روند رو به رشد اين بيماري، پيش بيني مي شود تعداد مبتلايان به ديابت تا سال 2025 به 380 ميليون نفر برسد.

با اينجال نكته مهم در نتايج اين تحقيق اين است كه بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي، بر خلاف كشورهاي غرب، بيشتر دامن جوانان و نوجوانان و نيز اقشار كم درآمد را گرفته و بسيار خطرناكتر نمايان شده است.

نتياج اين تحقيق كه همچنین نشان مي دهد كه كشورها هند، چين، اندونزي، بنگلادش، مالزي و فيليپين از جمله كشورهايي هستند كه بيشترين تعداد مبتلايان به بيماري ديابت را دارا مي باشند.

به طور مثال در زمان حاضر نزديك به چهل ميليون بيمار ديابتي در هند زندگي مي كنند كه پيش بيني مي شود تا سال 2025 به 70 ميليون برسند. همچنين تعداد بيماران ديابتي در كشور چين 39 ميليون و در كشور بنگلادش نيز سه ميليون 800 هزار نفر ارزيابي شده كه بر اساس تخمين هاي صورت گرفته تا سال 2025 به ترتيب به 59 ميليون و هفت ميليون چهارصد هزار نفر افزايش خواهد يافت.

"فرانك هو" يك استاد بهداشت عمومي دانشگاه هارواد آمريكا مي گويد: بيماري ديابت عموما با بيماريهاي جانبي همچون ناراحتي هاي قلبي، سكته و كم كاري كليه همراه است كه درمان هريك از آنها نيز بسيار دشوار و پرهزينه است.

به گفته اين استاد آمريكايي،بيماري ديابت دلايل مختلفي همچون موروثي بودن، كشيدن سيگار، افزايش وزن و سن، رشد بي رويه شهرنشيني و نيز اختلاط هاي اجتماعي و فرهنگي است كه از كشوري به كشور ديگر متفاوت است. به عنوان مثال، در حالي كه اضافه وزن در كشورهاي اروپايي عامل ديابت نوع 2 محسوب مي شود، اما اين بيماري در برخي از كشورهاي آسيايي همچون ژاپن و پاكستان كه مردمان آنها عموما لاغر اندام هستند نيز به همان ميزان و گاها بيشتر نيز ديده مي شود.

پروفسور فران هو در پايان هشدار مي دهد كه در صورت عدم اتخاذ يك سياست بهداشتي مناسب و قوي و نيز ارتقاء مراقبت هاي بهداشتي از سوي كشورهاي آسيايي ، بيماري ديابت به زودي روند توسعه اين كشورها را با چالش اساسي مواجه خواهد نمود.

May 22, 2009

مالزی چطور از بحران مالی عبور کرد


هفته گذشته خبري در رسانه هاي منطقه جنوب شرق آسيا خبري منتشر شد كه اگرچه بسياري ازرسانه هاي جهاني از جمله رسانه هاي ايراني به آساني از كنار آن گذشتند، اما تعجب و حيرت هر ناظر و تحليلگري داخلي و خارجي را در مورد اهميت آن بر انگيخت.
خبرگزاري برنامه (خبرگزاري رسمي مالزي) گزارش داد كه هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا در ديدار با همتاي مالزيايي خود خواستار استفاده از تجارب مالزي براي عبور از بحران مالي فراگيري است كه در زمان حاضر دامن ايالات متحده را گرفته است.
به عبارت ديگر، هيلاري كلينتون رسما از عنيفه امان خواست تا مالزي تجربياتش در زمينه عبور از بحران مالي را در اختيار اين كشور قرار دهد.
بدون شك منظور هيلاري كلينتون از "تجربيات مالزي"، تجارب اين كشور در بحران مالي كنوني كه از سال گذشته آغاز شد، نيست، بلكه اشاره به بحراني دارد كه در سال 1997 كشورهاي منطقه جنوب شرق آسيا از جمله مالزي را فرا گرفت.
صرف نظر از پيامدهاي چنين درخواستي از مالزي آنهم از سوي كشوري همچون آمريكا كه بدون شك منجر به افزايش نقش بين المللي اين كشور در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي از جمله در حوزه آ.سه.آن، در ميان كشورهاي اسلامي، در سازمان هاي بين المللي و حتي در شوراي امنيت سازمان ملل و .... خواهد شد، اين سئوال وجود دارد كه مالزي، آنهم در بين ديگر كشورهاي مهم منطقه جنوب شرق آسيا همچون اندونزي، سنگاپور، تايلند، چين و حتي ژاپن، چه تجربه اي دارد كه اكنون ايالات متحده آمريكا، به عنوان نماد سرمايه داري قرن حاضر، خواستار استفاده از آن شده است.
از آن مهمتر، چه كسي در پس تجارب اين كشور وجود دارد كه دولت آمريكا پس از نزديك به پنج دهه بايكوت سياسي وي اكنون مجبور به درخواست براي بهره گيري از تجربيات او براي نجات بحران مالي سهمگيني شده كه در زمان حاضر نه فقط دامن آمريكا، بلكه بسياري از كشورهاي ديگر را نيز گرفته است.
بررسي اين موضوع و نگاهي هرچند گذرا به تجربه اي كه مالزي در بحران مالي سال 1997 بدست آورد و البته نقش بي بديلي كه ماهاتير محمد در آن ايفا كرد، بويژه براي كشورهاي مدعي اي همچون ايران از اين لحاظ حائز اهميت است كه ما نيزمي توانيم از تجربه اين كشور نه چندان متفاوت از ما براي مديريت بهتر كشور از يكسو و نيز تبديل شدن به يك بازيگر مهم تر در عرصه منطقه اي و بين المللي استفاده كنيم. ما نيز مي توانيم تجاربي در عرصه هاي مختلف مديريتي بويژه در مواجهه با بحران هاي پي در پي خلق كنيم كه حتي اگر در زمان حاضر نیز با جنجال سياسي و تبليغاتي، تحريم بين المللي، جنگ رواني، انزواي سياسي و هرچه چيز ديگر مواجه شود، بالاخره در پس ابر باقي نخواهد ماند و زبانهايي به افشاگري و گقتن واقعيت ها گشوده خواهد شد. و اين تجربه اي است كه اكنون مالزي كسب كرده است .
اين واقعيت نويسنده را بر آن داشت تا به عنوان فردي كه به مدت سه سال در مالزي زندگي كرده و از نزديك با رهبران اين كشور، جامعه مالزي، سياست هاي و برنامه هاي توسعه اين كشور آشنا شده گزارشي هرچند اجمالي از تجربه اين كشور در زمينه عبور از بحران مالي سال 1997 فراهم سازد.

ماهاتير محمد و بحران مالي 1997
بحران مالی منطقه جنوب شرق آسیا در سال 1997 اگرچه ابتدا از تایلند آغاز شد، اما دامنه آن به سرعت کشورهای منطقه از جمله اندونزی، مالزی، فیلیپین، برونئی دارالسلام، سنگاپور، ویتنام، لائوس، کامبوج، هنگ کنگ و حتی کشور چین را نیز فرا گرفت به طوری که این کشورها در همان یکسال اول از آغاز این بحران با زیان ششصد میلیارد دلاری مواجه شدند.
با اینحال در میان کشورهای منطقه جنوب شرق آسیا و بویژه حوزه اتحادیه آ.سه.آن، مالزی تنها کشوری بود که توانست با اتخاذ سیاست های متهورانه و نوآورانه دولت وقت خود با موفقیت از این بحران عبور کرده و بدون پیروی از سیاست های صندوق بین المللی پول و نیز اخذ وام از این صندوق اقتصاد خود را از این بحران مهلک نجات دهد.
ماهاتیر محمد، نخست وزیر وقت مالزی، همزمان با آغاز بحران مالی منطقه جنوب شرق آسیا در سال 1997، با اعلام آنچه که خود پکیج اقتصادی سختگیرانه و غیر ارتدکسی نامید، سیاست ها و اقداماتی را اتخاذ کرد که نه تنها آشكارا بر خلاف جریان غالب سیات های اقتصاد جهانی از جمله بانک توسعه جهانی و صندوق بین المللی پول بود، بلکه حتی در نوع خود بی بدیل بوده و تا آن زمان در هیچ کجای جهان به محك گذاشته نشده بود.
به اعتقاد شخص ماهاتیر محمد، سیاست های اقتصادی دیکته شده از سوی صندوق بین المللی پول عموما در چهارچوب نظام سرمایه داری کشورهای غربی تنظیم شده، بنابراین دنباله روی از این سیاست ها و پیاده کردن آن در کشورهای غير سرمايه داري و در حال توسعه، بویژه منطقه جنوب شرق آسیا، تنها به افزایش وابستگی این کشورها به غرب منجر می شد.
نگاهی به پکیج اقتصادی سختگیرانه و غیر ارتدکسی ماهاتیر محمد در اوج بحران مالی نشان می دهد که این پکیج بر هفت محور عمده استوار بوده که تمامی آنها آشکارا در تضاد با سیاست های دیکته شده صندوق بین المللی پول به کشورهای منطقه جنوب شرق آسیا بوده و حتی بارها منجر به اعتراض شدید این نهاد بین المللی وابسته به سازمان ملل شده بود. این هفت محور عبارتند از:
کاهش نرخ سود در عرصه اقتصاد کلان: کاهش نرخ سود باعث افرایش توانمندی شرکت های داخلی بویژه بخش خصوصی برای ریسك پذیری بیشتر جهت اخذ وام از بانکهای دولتی و هدایت آنها به سمت سرمایه گذاری شد.
در چهارچوب این سیاست همچنین میزان ودیعه قانونی و اعتباری شرکت های داخلی نزد بانک ها جهت اخذ وام کاهش یافت که این امر منجر به افزایش نقدینگی در این کشور شد.
تثبیت نرخ ارز: از همان ابتدای آغاز بحران مالی، نرخ برابری رینگیت (واحد پولی این کشور) در برابر نرخ ارزهای خارجی و معتبر به شدت کاهش یافت. به طوریکه در اواخر سال 1997 هر دلار آمریکا معادل 7/4 رینگیت معاوضه می شد. لذا دولت مالزی به منظور جلوگیری از ادامه این روند سیاست تثبیت نرخ ارز را اعلام و بر اساس آن قیمت هر دلار معادل 8/3 رینگیت اعلام شد. اتخاذ این سیاست منجر به پایان نوسانات در قیمت ارزهای خارجی در این کشور و در نتیجه پایان احتکار پول در این کشور شد.
پایان دادن به خرید فروش رینگیت در مبادلات خارجی: دولت مالزی با آغاز بحران مالی بلافاصله هرگونه خرید و فروش رینگیت در مبادلات خارجی پایان داد. دولت مالزی بویژه به خرید و فروش سهام این کشور در بازار بورس سنگاپور خاتمه داد که اتخاذ این سیاست منجر به پایان یافتن سیاست سفته بازی و احتکار شد.
قانونمند ساختن جریان سرمایه در این کشور: بر اساس این سیاست جریان سرمایه گذاری در این کشور بویژه در بخش خصوصی و شرکت های خارجی به شدت کنترل می شد. به طور مثال دولت مهلت زمانی برای بازدهی سرمایه گذاری های خارجی و خصوصی وضع و شرکت های را موظف به پاسخگویی در مقابل اقدامات خود کرد. همچنین سیاست اعمال محدودیت در خروج ارز از مالزی بر شرکت ها و شخصیت های حقیقی این کشور نیز به شدت اعمال می شد.
ایجاد ثبات نسبی در بازار مالی: دولت مالزی با اتخاذ سیاست های قاطعانه به هر نحو ممکن تلاش کرد تا با ایجاد ثبات در بازار مالی این کشور اعتماد و اطمینان سرمایه گذاران خارجی به نظام مالی این کشور را حفظ کند. تعطیل نکردن بانک ها و نهادهای مالی ورشکسته و تاکید بر ادامه کار آنها و نیز تضمین سرمایه گذاریهای صورت گرفته در این بانکها و یا پروژه های وابسته به آنها دو اقدام متهورانه این کشور در این راستا بود که متناقض با سیاست های توصیه ای صندوق بین المللی پول بود.
بازسازی و تجدید نظر در نظام بانکی و مالی این کشور: در این راستا چندین موسسه، آژانس و کمیته های تخصصی مالی مختلف زیر نظر دولت این کشور تشکیل تا به ساماندهی اقتصاد خرد این کشوراز جمله احیاء سازمانها مالی آسیب دیده از بحران مالی و چگونگی اعطاء وام به بخش هاي خصوصي پرداختند.
بازنگری در نظام مالی این کشوراز طریق تاسیس نهادهای مالی جدید: بدین منظور دولت مالزی به طور گسترده به تدوین نظام جدید پرداخت یارانه، ایجاد توازن در فرصت های اقتصادی برای اقوام ونژادهای مختلف و کنترل جریان سرمایه گذاری پرداخت.
به باور تمامی تحلیلگران اقتصادی مالزی سیاست های غیر ارتدکسی اعلام شده از سوی ماهاتیر محمد بر دو محور عمده "عدم استقراض از بانک های خارجی از جمله صندوق بین المللی پول و دیگر نهاد مالی غربی" و "مدیریت بهینه منابع داخلی" استوار بوده است.
ماهاتیر محمد از زمان بدست گرفتن قدرت در این کشور از سال 1981، به دلیل خصلت ضد استعماری و ضد غربی اش همواره سیاست توسعه طلبانه اقتصادی کشورهای غربی بویژه آمریکا و نهادهای مالی وابسته به سازمان ملل را سرزنش کرده و آنها را تنها عامل تداوم سلطه غرب بر کشورهای درحال توسعه و کمتر توسعه یافته و نیز تداوم وابستگی این کشورها به سازمانهای مالی غربی می دانسته است.
نگاهی به بیش از بیست و دو سخنرانی مهم وی در سمینارها، کنفرانس ها و همایش های منطقه ای و بین المللی از زمان آغاز بحران مالی در منطقه جنوب شرق آسیا در سال 1997 تا زمان پایان نسبی آن در سال 2005 نشان می دهد که بدبینی عمیق نسبت به غرب، انتقاد از روند جهانی سازی، انتقاد از سیاست های اقتصادی صندوق بین المللی پول و انتقاد از نادیده انگاشتن کشورهای درحال توسعه در تدوین نظم نوین جهانی مهمترین محورهای این سخنرانی ها بوده است. لذا همین دیدگاه انتقادی باعث شده که وی اصلي ترين محور در تدوین پکیج اقتصادی خود برای نجات کشورش از این بحران را عدم استقراض از کشورهای غربی و نیز نهاد های مالی وابسته قرار داد.
از سوی دیگر، ماهاتیر محمد در جستجوی یک آلترناتیو سازنده که بتواند جایگزین مدل غربی و سیاست های اقتصادی توصیه ای صندوق بین المللی پول شود، "توسعه از درون" و "مدیریت منابع داخلی با اتکاء بر سرمایه انسانی بومي" را مهمترین محور برنامه های توسعه خود، نه فقط برای عبور از بحران مالی سال 1997، بلکه حتی در کل دوران حکومت 23 ساله اش در این کشور قرار داد.
واقعیت آن است که بحران مالی سال 1997 در مالزی زمانی آغاز شد که این کشور پس از سپری کردن بیش از چهار دهه رنج، سختی و مشقت ناشی از دوران استقلال و سازندگی و گذار به مرحله ثبات ، تازه اولین و مهمترین برنامه جامع و بلند مدت خود برای توسعه (چشم انداز توسعه مالزی موسوم به برنامه مالزی 2020) را آغاز کرده بود. در اولین سال از آغاز این برنامه، درآمد سالانه این کشور با کاهش سي و هشت درصدی مواجه و از 90 میلیارد دلار به 55 میلیارد دلار کاهش یافت. همچنین نرخ توسعه سالانه این کشور پس از بیش از یک دهه رشد مداوم به نصف کاهش یافته و نرخ برابری واحد پولی این کشور در برابر دلار نیز بیش از دو برابر کاهش یافت . قبل از بحران مالی سال 1997 هر دلار با 5/2 رینگیت معاوضع می شد. این درحالی است که در این مقطع نرخ هر دلار به 7/4 رینگیت رسید
مالزی کشوری بود که تا قبل از بحران مالی سال 1997، اولین مقصد سرمایه گذاران خارجی در منطقه جنوب شرق آسیا محسوب شده و بازار سهام این کشور بویژه بورس کوالالامپور به طور مداوم فعالترین بازار بورس جهان شاخته می شد، اما در این مقطع برای اولین بار با رکود اقتصادی مواجه شده بود. به طوریکه شاخص مرکب بازار سهام کوالالامپور از 1200 در سال 1997 به 600 در سال نود و هشت و به دنبال آن به 250 در سال پس از آن سقوط کرد.
با اینهمه ماهاتیر محمد و دولت تحت رهبری وی اجازه نداد که هیچ یک از عوامل بازدارنده فوق کوچکترین خلل در پیشبرد چشم انداز برنامه توسعه این کشور ایجاد کند. به طور مثال شخص ماهاتیر محمد از همان آغاز بحران مالی (سال 1997) با تاکید بر لزوم گذار از اقتصاد صنعتی و ورود به عصر اطلاعات، هوشیارانه از لزوم حرکت مالزی به سوی ایجاد "جامعه دانش پایه" ، نسخه مالزيايي از جامعه اطلاعاتي غرب، تاکید و به دقت مرحله اول برنامه از پیش طراحی شده برای دستیابی به آن (2003-1996)، یعنی ساخت اولین سوپر کریدور مولتی مدیا این کشور در شهر سایبر جایا را پيشبرد.
وی همچنین پروژه ساخت برج ها دوقلو پتروناس را که از سال 1995 آغاز شده بود، به رغم کاهش شدید بودجه سالانه اين كشور با جدیدت پیشبرده و در سال 1998 (اوج بحرانی مالی) به بهره بداری رساند. این برج 88 طبقه ای که در زمان حاضر بلندترین برج دوقلوی جهان محسوب می شود، با هزینه ای بلغ بر یک میلیارد و 600 میلیون دلار در عرض مدت سه سال ساخته و امروز به عنوان نماد مدرنیزه شدن کوالالامپور سالانه پذیرای میلیونها توریست می باشد.
البته نباید از نظر دور داشت که دولت ماهاتیر محمد، و شخص وی همواره پشتوانه مردمی و اعتماد عمومی به دولت خود را مهمترین عامل موفقیت دولتش در پیشرفت مالزی می دانسته است. وی حتی ماه گذشته (آپریل 2009) نیز با یادآوری تجارب خود در عبور از بحران مالی سال 1997، به نجیب رزاق، نخست وزیر جدید این کشور، توصیه کرد که او نیز می تواند به دلیل محبوبیتی که در زمان حاضر دارد، با اتخاذ سیاستهای سختگیرانه و غیرارتدکسی بر بحران مالی کنونی این کشور، که دامن بسياري از کشورهای دیگر را نیز گرفته، غلبه کند.
آری امروزه مالزی نه تنها تجربه عبور از بحران مالی 1997، بلکه منبع و عامل اصلی آنهمه تجربه، یعنی شخص ماهاتیر محمد را نیز در اختیار دارد. و لذا شکی نیست که نخست وزیر تازه به قدرت رسیده این کشور، تا جایی که من از وي شناخت دارم، آنقدر زیرک هست که بخواهد از همه ظرفیت ها و تجارب ماهاتیر محمد برای عبور از بحران مالی کنونی عبور کند. طرفه آنکه دو پکیج اقتصادی که وی تاکنون برای نجات اقتصاد کشورش ارائه داده، مدل امروزین همان پکیج اقتصادی است که ماهاتیر در سال 1997 ارائه داده بود. لذا نباید شک کرد مالزی اینبار نیز با موفقیت این بحران را پشت سر خواهد گذاشت. موفقیتی که از هم اکنون حسرت کشورهای بزرگی همچون ایالات متحده آمریکا را برانگیخته است.

May 20, 2009

گفتگو با نازلی حسین زاده، برنده مدال طلا و دیپلم افتخار بیستمین نمایشگاه اختراعات مالزی


نازلی جان سلام، لطفا خودتون معرفی می فرمایید؟
نازلی حسین زاده هستم. 17 سالمه از تبریز و دانش آموز سال دوم دبیرستان غیر انتفاعی پروین اعتصامی
شغل پدرتون چیه؟
پدرم شغل آزاد دارند.
چه اختراعی تو نمایشگاه نمایشگاه فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی ارائه کردی؟ می شه لطفا در موردش توضیح بدی؟
بله، اختراعی که من به این نمایشگاه آوردم یک نوع "سیستم وایرلس غواصی" هستش که کاربرد زیادی بویژه برای آنهایی که سروکارشون با آب و دریا هست، داره.
می شه مفصل تر توضیح بدی، مشخصا چه کار بردی داره این اختراع؟
ببینید این یک دستگاه کوچکی هستش، تقریبا دو برابر گوشی موبایل، که به زیر شکم غواص وصل می شه سپس از طریق این سیستم می شه غواص را از سطح آب کنترل و هدایت کرد. مثلا کسی که روی آب و یا داخل کشتی قرار داره می تونه جهت یابی کنه، مسیر را به غواص نشون بده و یا بهش بگه که مثلا یک کار خاصی را انجام بده .
یه ویژگی دیگه ای که این سیستم داره اینه که می تونه تصویر غواص را نشون بده و همین طور ضربان قلب و دمای بدن غواص را کنترل و از آخرین وضعیت جسمی وی به طور مداوم اطلاع حاصل کرد.
همینطور این دستگاه یک سیستم هشدار دهنده داره که تا عمق یک هزار متر می تونه غواص را از وجود خطرهایی که در اطرافش وجود داره مطلع بکنه.
چه جایزه ای بردی در این نمایشگاه؟
من برنده جایزه طلا و همچنین دیپلم افتخار این نمایشگاه را بدست آوردم.
از این جایزه راضی هستی؟
آره، چون اولین تجربه ام بود خیلی عالی بود. به خصوص اینکه من تجربه خوبی کسب کردم و می تونم در نمایشگاههای بعدی با آمادگی بیشتری حضور یابم.
چند سال رو این اختراع کار کردی؟ کی تو را تشویق می کرد و یا هزینه ها را برایت تامین می کرد؟
حدود چهار سال تمام روی این اختراع کار کردم. تجربه خیلی خوبی بود. پدرم و مادرم خیلی تشویقم می کردند و تموم هزینه های ان را هم پدرم متقبل شده است.
چطور تو نمایشگاه شرکت کردی؟
از طریق "بنیان حمایت از نخبگان ایرانی" که من عضو آن هستم از برگزاری این نمایشگاه مطلع شدم
چه حرفی با همسن و سالان خودت تو ایران داری؟
ببینید الان تعداد زیادی همسن و سال من در این نمایشگاه حضور دارند. فکر کنم یه بیست نفری هستیک که زیر بیست سال سن داریم و همونطور که دیدید بسیاری از اونها هم مدال بردند. این نشون می ده که جوانهای ایرانی خیلی استعداد دارند. تنها باید راهی پیدا کرد که این استعدادها شکوفا بشه. متاسفانه ما در حوزه ایده باقی ماندیم و کمتر به فکر عملی کردن ایده های خود هستیم. البته خوب مشکلات زیادی هم هست.
چه مشکلی مثلا؟
خب مشکلات زیادند. شما خبرنگار هستید بیشتر از من باید بدونید. دیروز شما از من در پرسیدید که با هزینه چه کسی به مالزی اومید؟ این یک مشکل. ببینید تو همچنین نمایشگاه بین المللی ما با هزینه خودمون اومدیم. هر کدوم از ماها سه میلیون تومان هزینه مان شده که بیاییم مالزی. ولی وقتی با کشورهای دیگه مقایسه می کنم واقعا آدم ...
واقعا چی؟
حالا بماند
برای نمایشگاههای دیگه تو کشورهای خارجی هم برنامه ای داری؟
آره، حتما سعی خواهم کرد با ایده های بهتر و اختراعات بیشتر در نمایشگاههای دیگه حضور پیدا کنم. بالاخره ایران را ما ج.انها باید بسازیم.
آفرین. ان شاء الله که موفق و موید باشی و در نمایشگاههای دیگه هم بتونی جوایز بهتری بدست بیاوری؟
خواهش می کنم. شما هم همینطور.

May 19, 2009

گفتگو با پریناز بیوک، برنده مدال طلا و دیپلم افتخار بیستمین نمایشگاه اختراعات مالزی


معرفی مخترعان برتر ایرانی حاضر در بیستمین نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی
پریناز جان سلام، لطفا خودتون معرفی می فرمایید؟
پریناز بیوک هستم. 17 سالمه از تبریز و دانش آموز سال دوم دبیرستان غیر انتفاعی پروین اعتصامی.
شغل پدرتون چیه؟
پدرم کارخونه دارند، کارخونه شکلات سازی.
چه اختراعی تو این نمایشگاه ارائه کردی؟ می شه لطفا در موردش توضیح بدی؟
بله، اختراعی که من به بیستمین نمایشگاه فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی آوردم یک نوع "میکرومانیتور" هستنش که به دستگاه کامپیوتر و پروژکتور وصل می شه و می تونه مدیریت ارائه برنامه ها و داده ها را برای کاربران تسهیل کنه.
می شه بگی مشخصا چه کار بردی داره این اختراع؟
این دستگاه در واقع یک نوع رابط بین کامپوتر و دستگاه پروژکتور هستش که می تونه به کاربر کمک کنه تنها آن دسته از داده هایی که لازم هست را روی پروژکتور نشون بده. به طور مثال در کنفرانس ها و سمینارها این دستگاه کاربرد زیادی داره و می تونه به سخنران کمک کنه که متن سخنرانی و یا مقاله خودشو بدون اطلاعات اضافی روی صفحه پروژکتور به نمایش بگذاره. این دستگاه نیروی مورد لازم خود را از کامپوتر و یا باطری می گیره و با همه نوع ویندوز هم می تونه کار کنه.
چه جایزه ای بردی در این نمایشگاه؟
من برنده جایزه دیپلم افتخار این نمایشگاه را بدست آوردم. همچنین در بخش بین الملل نمایشگاه نیز جایزه ویژه کشور لهستان را بدست آوردم.
از این جایزه راضی هستی؟
آره، به عنوان اولین تجربه ام خیلی عالی بود.
چند سال رو این اختراع کار کردی؟ کی تو را تشویق می کرد و یا هزینه ها را برایت تامین می کرد؟
حدود یک سال تمام روی این اختراع کار کردم. ایده اول را از یکی از معلمان گرفتم. من در واقع به کامپیوتر خیلی علاقه دارم و پدرم و مادرم هم خیلی من را تشویق کردند. تموم هزینه های ان را هم پدرم متقبل شده است.
چطور تو نمایشگاه شرکت کردی؟ کی هزینه ات را تقبل کرد؟
از طریق "بنیان حمایت از نخبگان ایرانی" که من عضو آن هستم از برگزاری این نمایشگاه مطلع شدم. تمامی هزینه های سفر و اقامت چند روزه در مالزی را هم خانواده ام تامین کردند.
چه حرفی با همسن و سالان خودت تو ایران داری؟
به نظر من نوجوانان ایرانی خیلی با استعداد هستند. همین الان مطمئن هستم که در ذهن هر همسن و سال من یک ایده خوب و بکر وجود داره که می تونه به نحوی شگفت انگیز باشه. آنها فقط باید بشینند خوب روش کار کنند و بتوانند ایده خود را عملی کنند. البته کار بسیار سختیه، من اینرو خوب می دانم. خیلی پشتکار می خواد. بخصوص مشکلات مالی مانع بسیار بزرگی.
ان شاء الله که موفق و موید باشی و در نمایشگاههای دیگه هم بتونی جوایز بهتری بدست بیاوری؟
خواهش می کنم. ممنون از لطف شما.

May 18, 2009

درخشش مخترعین ایرانی در بیستمین نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی


در آیین انتخاب برترین مخترعین بیستمین نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی، آیتکس سال دوهزارو نه، که شنبه شب در مرکز همایشهای بین المللی شهر کوالالامپور و با حضور تنی چند از مقامات عالیرتبه این کشور برگزار شد، جوانان ایرانی بار دیگر شگفتی ساز شده و بیشترین مدالهای رنگین این نمایشگاه را پس از کشور میزبان از آن خود کردند.
در این شب تاریخی و به یادماندنی مخترعین عمدتا جوان ایرانی پنج جایزه ویژه، هجده مدال طلا ، دوازده مدال نقره و سيزده مدال برنز را از آن خود کرده و نام ایران وایرانی را بار دیگر در عرصه های علم و فناوری جاودانه تر ساختند .
بر این اساس پروفسور شاپور زارعی، 36 ساله از تهران، به دلیل ارائه سه طرح ابتکاری " شهر الکترونیک"، "بانکداری الکترونیک" و "تئوری دنیای مجازی" جایزه ویژه ریاست این کشور و نیز سه مدال طلا را از آن خود کرد.
پریناز بیوک و نازلی حسین زاده، هردو 17 ساله از تبریز، به ترتیب به دلیل اختراع نوعی "میکرومانیتور" و "سیستم وایرلس غواصی" برنده جایزه ویژه دیپلم افتخار این نمایشگاه شدند. این دو همچنین به طور مشترک جایزه ویژه کشور لهستان را از آن خود کردند.
آیسان طاهر و مریم حسین زاده ، هردو 18 ساله از تبریز، به طور مشترک به دلیل ارائه طرح "خانه متحرک" مدال طلا و جایزه ویژه آکادمی کره جنوبی را بدست آوردند.
دکتر علی احمدی به دلیل تولید سه گونه "داروی پزشکی" مدال طلا و جایزه ویژه آکادمی روسیه را از آن خود کرد.
پرویز نوری، 28 ساله از تهران، به دلیل ارائه طرح "سیستم فتوسنتز کننده دی اکسید کربن و منوکسید کربن" برنده مدال طلا و جایزه ویژه آکادمی کرواسی شد.
همچنین، سالار بهرامی، حسن خدایی، علیرضا واعظ جوادی، حامد صالح بردی میرزایی، الهه جمال افشار، مسعود تاج بخش، سید جعفر علوی، رسول صغیرا، اسمایی، یوسف زند، بهشتی زاده، حمید دانا منش، علیرضا رهبر پور، جنت، جواهر حمیدی مدال طلا کسب کردند. علاوه بر این در این نمایشگاه رضا یگانه موسوی، علی ارقنده پور، حامد صالح بری، علیرضا کشورزیان، محمد رضا حسین زاده، علی احمدی، مهرورزان، بهادی، بهشتی زاده، محمد حسین کاظمی، محسن کالوندی مدال نقره بدست آوردند.
ضمن آنکه نازلی حسین زاده، پریناز بیوک، رحمت الله بابایی، عامری، سعید عزیزی، سید روغنی، علیرضا صفدری زاده، خشایار استادی، آرش قناد، روحام ونده ور، رودابه قلی پور و مریم حسین زاده نیز مدال برنز کسب کردند.
گفتنی است در بیستمین نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی، آیتکس 2009، یک هزار اختراع جدید از بیش از پانزده کشور جهان از جمله ایران، مالزی، استرالیا، ژاپن، کره جنوب، روسیه، کرواسی، سنگاپور و تایلند به نمایش گذاشته شده بود.تیم مخترعان ایرانی با هماهنگی بنیان حمایت از نخبگان ایرانی متشکل از یکصد مخترع و شصت اختراع جدید در عرصه های مختلف علمی از جمله در زمینه های فناوری اطلاعات، نانوتکنولوژی، بیولوژی و میکروبیولوژی، کشاورزی، طراحی صنعتی و بهداشت و سلامتی حضوری قوی داشتند.
متوسط سن تیم ایرانی شرکت کننده در این نمایشگاه بیست و دو سال بوده و نزدیک به نیمی از آنها یعنی چهل و سه نفر، در رده سنی بین 15 تا 22 سال بودند.
علیرضا کشورزیان، 12 ساله از تهران کم سن ترین ایرانی شرکت کننده در این نمایشگاه و مخترع نوعی عصای هوشمند با ویژگیهای منحصر به فرد بود که موفق به کسب مدال نقره در این نمایشگاه شد نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی همه ساله با همکاری وزارت خانه های آموزش، آموزش عالی، علوم، نوآوری و فناوری، صنایع و تجارت بین الملل مالزی و نیز انجمن مبتکران و نوآوران این کشور و زیر نظر سازمان مالکیت ها فکری جهان برگزار می شود.
کسب این میزان مدال و جایزه ویژه در بیستمین نمایشگاه بین المللی فناوری، نوآوری و خلاقیت مالزی، آیتکس 2009، نوید بخش آینده ای درخشان برای ملت ایران بویژه جوانان پرتلاش و پشتکار این مرز بوم است و نویسنده به سهم خود کسب نتایج درخشان را به این مخترعان عزیر، ملت بزرگ ایران، و کلیه جوانان میهن دوست کشور عزیمانمان تبریک می گوید.
منتظر معرفی مخترعان ایرانی برتر این نمایشگاه در روزهای آتی باشید.

برترين جايزه ويژه نمايشگاه بين المللي خلاقيت مالزي به پروفسور شاپور زارعي تعلق گرفت

شاپور زارعي مخترع ايراني در مراسم انتخاب برترين مخترعين بيستمين نمايشگاه بين المللي فناوري، نوآوري و خلاقيت مالزي برنده جايزه ويژه رياست اين کشور شد.
جايزه "ويژه رياست" به دليل ارائه سه طرح ابتکاري از سوي پرفسور زارعي با عنوان هاي شهر الکترونيک ، بانکداري الکترونيک و تئوري دنياي مجازي روز گذشته در آيين اختتاميه اين نمايشگاه در مرکز همايش هاي بين المللي کوالالامپور به وي اهدا شد.
طرح جامع "شهر الکترونيک" که براي اساس مدل شهر تهران طراحي شده، داراي قابليت هايي همچون ارائه کليه خدمات شهري به صورت الکترونيکي ، با تاکيد بر سرعت بيشتر و هزينه کمتر، تسهيل در تبادل دوسويه اطلاعات و خدمات بين مردم و مسئولان در فضاي سايبر و افزايش توانمندي هاي اداري دولت از طريق توسعه زير ساخت هاي الکترونيکي شهري است. براساس اين طرح همچنين يک کارت الکترونيکي هوشمند به شهروندان اعطاء مي شود که اين کارت به مثابه کارت هويتي آنها عمل کرده و داراي بيست و چهار کارکرد و قابليت مختلف از جمله حاوي مشخصات هويتي شهروندان از قبيل اطلاعات شناسنامه اي، کارت پاسپورت و نظام وظيفه، کارت بهداشت، کارت بيمه، کارت بانکي، کارت انتخابات و کارت پرداخت و برداشت پول در مراکز خريد و فروش به صورت "آن لاين" است.
بر اساس طرح "بانکداري الکترونيک"، که يک طرح جامع بانکداري الکترونيکي بوده و در کشور نيز به اجرا درآمده است، خدمات گسترده اي همچون انجام امور بانکي از طريق ايميل، تلفن همراه، سيستم پيام کوتاه (اس.ام.اس) و با ضريب امنيتي بالا پيش بيني شده است. اين طرح جزء يک از بهترين طرح هاي بانکداري الکترونيکي جهان است.
نظريه دنياي مجازي نيز يک نظريه در حال توسعه از سوي اين مخترع ايراني است، که ريشه در فلسفه ملاصدرا داشته و به نوعي مشابه نظريه کوانتوم در فضاي سايبر است و به بررسي آخرين تغيير و تحولات در "فضاي مجازي" و نيز چگونگي استفاده از توانمنديها و قابليت هاي آن مي پردازد.
گفتني است در آيين انتخاب برترين اختراعات بيستمين نمايشگاه بين المللي فناوري، نوآوري و خلاقيت مالزي، شاپور زارعي به دليل ارائه سه طرح فوق همچنين برنده سه مدال طلاي اين نمايشگاه شد. در بخش جوايز بين الملل اين نمايشگاه نيز، نماينده هاي کشورهاي کره جنوبي و تايوان دو نشان ويژه "محقق برتر" اين نمايشگاه را به دليل ارائه طرح "شهر الکترونيک" و همچنين طرح "بانکداري الکترونيک" را به وي اعطاء کردنده بودند.
نمايشگاه بين المللي فناوري، نوآوري و خلاقيت مالزي همه ساله با همکاري وزارت خانه هاي آموزش، آموزش عالي، علوم، نوآوري و فناوري، صنايع و تجارت خارجي مالزي و نيز انجمن مبتکران و نوآوران اين کشور و زير نظر سازمان مالکيت ها فکري جهان برگزار مي شود.

May 16, 2009

استاد مالزيايي: حتي يك رسانه اسلامي موثر، قوي و تاثير گذدار در عرصه بين المللي وجود ندارد

پروفسور محمد سفر هاشم در گفتگوی اختصاصی نویسنده در مورد "به سوی تدوین یک پارادایم اسلامی از جامعه اطلاعاتی" با اشاره به سلطه اطلاعاتی شرکت های چند ملیتی غربی بر فضای رسانه ای جهان گفت: متاسفانه جهان اسلام از فقدان یک رسانه بین المللی قوی و موثر در سطح بین المللی رنج می برند لذا همگرایی این کشورها در این زمینه تنها راه مقابله با جریان بین المللی یکسویه اطلاعات است
استاد ارتباطات بین الملل دانشگاه ملی مالزی با اشاره به وقوع دو جنگ در خلیج فارس در کمتر از دهه و نیز جنگ افغانستان ادامه داد: آنچه در هر سه جنگ روی داد، نه فقط جنگ نظامی، بلکه قبل از آن جنگ اطلاعاتی و روانی غربی ها علیه اسلام و کشورهای اسلامی بود و آنها در این راه بیشترین استفاده را از رسانه های بین المللی خود بردند.
وی با اشاره به نظریه موسوم به "نظریه سی ان ان" تصریح ساخت: بویژه در جنگ اول عراق که تنها تلویزیون آمریکایی سی ان ان مجوز پوشش خبری آن را بر عهده داشت، آنچه که به نمایش داده شد، نه صحنه واقعی جنگ بلکه نمایش به دقت طراحی شده وزارت دفاع آمریکا ، پنتاگون، برای توجیه برنامه های سلطه گرانه و استعمارگرانه این کشور در قالب برنامه های به ظاهر انسان دوستانه و آزادی خواهانه بود.
این در حالی است که به گفته پروفسور محمد سفر هاشم بسیاری از واقعیات مربوط به جنگ از جمله جنایات سربازان آمریکایی در عراق و نیز آزمایش انواع بمب های جدید آمریکایی بر سر مردم عراق نادیده گرفته شده و اندک صداهای تظلم خواهانه رسانه های منطقه نیز به دلایل مختلف ناشنیده ماند.
وی ادامه داد: البته با توجه به مساله مالکیت رسانه های با نفوذ بین المللی از سوی شرکت های سرمایه دار چند ملیتی انتظاری بیش از این نیز نباید از آنها داشت. به طوری که به عنوان مثال 80 درصد رسانه های آمریکا در زمان حاضر از سوی تنها 20 شرکت بزرگ چند ملیتی کنترل می شوند. عمده رسانه های اروپا از انگلیس گرفته تا ایتالیا، فرانسه و آلمان و حتی استرالیا در دستان روبرت مرداک و برلوسکونی، دو غول رسانه ای اروپا است. لذا طبیعی است که این رسانه ها در بهترین حالت نقش سخنگوی روابط عمومی شرکت های صاحبان خود را داشته باشند.
این محقق مالزیایی تنها راه مقابله با سلطه اطلاعاتی غرب و تغییر جریان یکسویه اطلاعات در زمان حاضر را همگرایی کشورهای اسلامی برای راه اندازی یک رسانه بین المللی قوی و موثر دانست که بتواند با پشتوانه این کشورها بتواند صدای امت واحده اسلامی باشد.
وی در پاسخ به سئوال نویسنده در مورد نقش شبکه تلویزیونی" الجزیره" قطر افزود: الجزیره قطر یک رسانه عربی است که در ابتدا و بویژه در جنگ افغانستان به حق خوب عمل کرد. اما متاسفانه به مرور زمان این رسانه نقش و رسالت اصلی خود را از دست داد به طوریکه اکنون به جرات می توان گفت تفاوت زیادی بین محتوای مطالب این شبکه با دیگر همتایان غربی آن از جمله بی بی سی و سی ان ان وجود ندارد.
پرفسور محمد سفر هاشم ضعف عمده دیگر رسانه های کشورهای اسلامی را استفاده آنها از زبان های ملی و قومی دانسته و خاطرنشان ساخت: حتی یک رسانه اسلامی قوی و با نفوذ انگلیسی زبان در بین کشورهای اسلامی وجود ندارد که بتواند نه فقط با دنیای خارج از جهان اسلام بلکه حتی با خود ملل مسلمان ارتباطی قوی، پایدار و استوار برقرار کند.
این در حالی است که به اعتقاد این استاد ارتباطات بین الملل دانشگاه ملی مالزی امروزه با توجه به فراهم شدن بستر برقراری ارتباط وسیع با دنیای خارج از طریق اینترنت کشورهای اسلامی باید بیشترین تلاش را برای شناسایی جهان اسلام و نیز ایجاد یک آلترناتیو جدید برای نظام سلطه موجود انجام دهند.

May 15, 2009

هشدار: آنفلوآنزاي خوكي به مالزي نيز رسيد

خبرگزاري رسمي مالزي (برناما)، به نقل از مقامات بهداشتي مالزي ابتلاي يك دانشجوي 21 ساله اين كشور كه دو روز پيش از ايالات متحده آمريكا بازگشته را تاييد كردند.
به دنبال كشف اين مورد مبتلا به آنفلوآنزاي خوكي ترس و اضطراب افكار عمومي مالزي را فرار گرفته و وزرات بهداشت مالزي امروز به منظور كاهش فشار رواني ناشي از كشف اين مورد، با صدور بيانيه اي تاكيد كرده است كه دستوالعمل اتخاذ اقدامات لازم براي جلوگيري از شيوع ويروس اين بيماري در كشور به تمامي بيمارستانها و مراكز بهداشتي ابلاغ شده و اين وزراتخانه به دقت اوضاع را تحت كنترل دارد.
وزرات بهداشت مالزي همچنين از مردم اين كشور خواسته است تا در صورت مشاهده هرگونه علائم اين بيماري و يا هر مورد مشكوك ديگر بلافاصله به وزارت بهداشت گزارش دهند.
در همين حال تلويزيون سراسري ژاپن (ان.اچ.کي)، روز گذشته (جمعه) آمار مبتلايان به بيماري آنفلوانزاي نوع جديد (خوکي) که تاكنون در سراسر جهان به تاييد رسيده است را هفت هزار و 742 نفر اعلام كرد.
تاكنون 36 کشور كشف دستكم يك مورد بيماري آنفلوآنزاي خوكي در كشورهايشان را تاييد كرده اند.
از مجموع 70 نفري که تاکنون بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند، 64 نفر در مکزيک ، چهار نفر در آمريکا و در کشورهاي کانادا و کاستاريکا نيز يک نفر به ثبت رسيده است.
بيشترين مورد ابتلاي افراد به بيماري آنفلوانزاي نوع جديد در آمريکا با چهار هزار و 298 مورد گزارش شده است و پس از آن مکزيک با دو هزار و 656 مورد ، کانادا با 449 مورد ، اسپانيا با 100 مورد ، انگليس 78 مورد و پاناما با 39 مورد در رده هاي بعدي قرار دارند. آلمان، فرانسه، کاستاريکا، کلمبيا، ايتاليا ، نيوزلند، ايتاليا، برزيل ، ژاپن و السالوادور از ديگر کشورهايي هستند که بيماري آنفلوانزاي نوع جديد در آنها مشاهده شده است. هم اکنون سازمان بهداشت جهاني نسبت به روند رو به افزايش بيماري آنفلوانزاي نوع جديد (خوکي) در ديگر کشورهاي جهان هشدار داده است.

May 13, 2009

بيست میلیون جهانگرد خارجی امسال از مالزی دیدن می کنند

دولت مالزی اعلام کرده که برای سال جاری جذب بیش از 20 میلیون جهانگرد خارجی را در صدر برنامه های خود قرار داده! و با وجود رکود اقتصادی داخلی و خارجی آنرا دست یافتنی می داند.
خبرگزاري برناما (خبرگزاری رسمي مالزي) روز گذشته به نقل از "انگ ين ين" وزیر گردشگری و جهانگردی این کشور نوشت که وزارتخانه متبوع وي همه تلاش و برنامه هاي خود را براي جذب اين ميزان گردشگر خارجي در سال جاري ميلادي به کار خواهد بست تا به این هدف خود نائل آید.
به باور تمامی ایرانیهایی مقیم مالزی وحتی خود مالزیایی، ظرفیت توریسم پذیری این کشور بویژه به لحاظ دارا بودن آثار تاریخی و باستانی و یا مراکز تفریحی وسیاحتی به اندازه یک دهم ظرفیت کشور ما (ایران) نیست، با اینحال این کشور با انواع سیاستگزاریها و برنامه ریزیهای صحیح و دقیق، همه ساله موفق به جذب میلیونها جهانگرد از سراسر جهان شده و در منطقه و بلکه جهان به یک کشور پیشرو و ممتاز در عرصه جهانگردی و گردشگری تبدیل شده است.
جالب آنکه تلاش دولت مالزی برای جلوه دادن این کشور به عنوان یک کشور ایده ال از نظر توریستی به طور شگفت انگیزی با موفقیت همراه بوده و موثر واقع شده است. به طور مثال، شهر به اصطلاح مالزیایی ها بسیار تاریخی!!! این کشور یعنی "ملاکا" دارای آثار باستانی (از جمله یک کلیسا) است که قدمت آن به سختی به حدود 200 الی 300 سال پیش می رسد. ولی تبلیغ "تاریخی بودن" این شهر چنان در گوشه و کنار جهان پیچیده که هرکه نداند فکر می کند سابقه مدنیت این شهر به پنج الی شش هزار سال می رسد (بیچاره آنهایی که فکر می کنند تاریخ یعنی همین 200 یا 300 سال).
از آن جالب تر اینکه مالزی سال گذشته میلادی (2008) آمار بیش از بيست و دو ميليون جهانگرد خارجي را در کارنامه خود داشته و میزان درآمد ناشی از آن را نیز رسما 20 میلیارد دلار اعلام کرده است. گفتنی است دولت مالزی در سال جاری به دلیل بروز بحران مالي و رکود اقتصادي در جهان سقف آرزوهای خود برای جذب 23 میلیون جهانگرد خارجی را در سال جاری کاهش داده است.
اکنون این سئوال وجود دارد که کشور ما با آنهمه ظرفیت در زمینه جهانگردی و گردشگری به چه میزان توانسته است جهانگردان خارجی را جذب و از این راه اشتغالزایی و درآمد زایی کند. به نظر می رسد ضعف برنامه های تبلیغاتی یکی از دلایل عمده این ضعف می باشد.
حداقل تجربه شخصی من در مالزی نشان می دهد که بسیاری از اتباع این کشور و حتی جهانگردان خارجی که به این کشور سفر می کنند، تنها اطلاعاتشان در مورد جاذبه های توریستی ایران شندیده های دست دومی است که از طریق دوستان و یا گاها در اینترنت مشاهده کرده اند. بسیاری از مالزیایی ها که علاقه زیادی به ایران و بویژه مشاهده فصل زمستان و کوههای پوشیده از برف کشورمان را دارند، حتی نمی دانند هواپیمایی جمهوری اسلامی سالهاست پرواز مستقیم بین کوالالامپور و مالزی برقرار کرده و آنها می توانند به راحتی به ایران سفر کنند.
خلاصه کلام اینکه تجربه مالزی در زمینه جذب گردشگران خارجی از بسیاری جهات می تواند الگوی خوبی برای کشورمان باشد. تجربه هایی که در سیاست هایی همچون موارد زیر نهفته است:
1-ارائه گسترده برنامه های تبلیغاتی به زبان انگلیسی، 2- برپایی نمایشگاههای جهانگردی و گردشگری در کشورهای مختلف، 3- ارتباط قوی با شرکت های هواپیمایی خارجی و ارائه پکیج های گردشگری ارزان قیمت در داخل این کشور، 4- شناسایی کشورهای هدف به اقتضاء شرایط زمانی (به طور مثال در سال جاری به علت بروز بحران مالی در غرب این کشور بلافاصله تمامی برنامه های تبلیغاتی جذب جهانگردان خارجی را بر کشورهای شرق آسیا بویژه چین و ژاپن متمرکز کرده است)، 5- استفاده بهینه از ظرفیت بالای اینترنت برای انجام تمامی امور مربوطه به صورت آنلاین (از جمله جابجایی پول، رزرو هتل، خرید بلیط و.. )انتشار بروشورها و پاورپونت های تبلیغی، ارائه پکیج های توریستی ارزان قیمت و ... 6- آموزش نسل جدید و جوان تورگایدهای مجرب و مسلط به زبان انگلیسی، 7- ارائه تخفیف های فوق العاده و باورنکردنی در بازارهای این کشور همزمان با فصل های توریست پذیر (مثل ایام تعطیلات بین المللی و جشن های جهانی مثل سال نو میلادی، ولنتاین و ...) ، 8- تسهیل در صدور روادید و طولانی تر کردن مدت اقامت جهانگردان خارجی در این کشور و بالاخره برقراری ارتباط خوب هرچند ظاهری با دنیا از طریق جذب سرمایه گذاریهای خارجی و نمایندگی بین المللی به طوری که کمتر تبعه خارجی در مالزی می توان یافت که نتواند در مدت اقامتش در این کشور یک رستوران، یک نمایندگی خدمات توریستی و گردشگری ویا یک مرکز خرید و فروش ارز متعلق به کشورش نیابد.

May 10, 2009

تولید گسترده "برنامه های دیجیتال" تنها راه مقابله با سلطه اطلاعاتی غرب است


استاد ارتباطات دانشگاه ملي مالزي (يو.كي.ام)مالزی با تاکید بر لزوم تغییر جریان یکسویه اطلاعات از كشورهاي موسوم به غرب و شمال به كشورهاي موسوم به شرق و جنوب، کشورهای اسلامی را به تولید گسترده برنامه های اسلامی دیجتال فراخواند.
پروفسور نوریزان بن عبدالزاق در مصاحبه اختصاصي با نويسنده اين مطلب در مورد "به سوي تدوين يك پارادايم اسلامي از جامعه اطلاعاتي" گفت : با وجود اینترنت و فراهم بودن دیگر زیرساخت های نرم افزاری لازم، سلطه اطلاعاتی غرب همچنان ادامه یافته و هنوز تغییر چندانی در جریان یکسویه بین المللی اطلاعات ایجاد نشده است.
استاد ارتباطات دانشگاه ملی مالزی در ادامه افزود: در زمان حاضر بیشتر برنامه های اینترنتی موجود با محتوای گوناگون اعم از اخبار، سرگرمی و ... در کشورهای غربی فراهم شده و هیچ شکی نیست که آنها ارزش های لیبرالیستی و سرمایه داری را ترویج می دهند.
به گفته این استاد مالزیایی، تنها راه کشورهای جهان سوم ،بویژه کشورهای اسلامی برای مقابله با سلطه اطلاعاتی غربی راه اندازی جنبش تولید "برنامه های اسلامی دیجیتال" است به طوری که بتواند به آسانی در دسترس مسلمانان قرار داشته باشد.
پروفسور نوریزان با انتقاد از توجه بیش از حد کشورهای اسلامی به توسعه زیرساخت ها بدون سیاست گزاری فرهنگی، دینی و اجتماعی مناسب افزود: نگاهی به وضعیت این کشورها نشان می دهد که واردات صرف آخرین فناوری های غربی از سوی دولت های اسلامی نه تنها منجر به توسعه آنها نشده، بلکه بیشتر موجب توسعه شکاف دیجیتال، افزایش بدهی های مالی و در نتیجه ادامه وابستگی آنها به کشورهای سرمایه دار نیز شده است.
عضو کمیته نظارت بر برنامه چشم انداز توسعه مالزی 2020 با بیان اینکه کشورهای اسلامی نه فقط در حوزه اینترنت بلکه در تمامی حوزه های فناوری و اطلاعات از لحاظ پرداختن به مسائل فرهنگی و اجتماعی ضعیف عمل کرده اند، افزود: به طور مثال اکنون تلفن همراه بر خلاف اینترنت از فراگیری بسیاری در بیشتر جوامع برخوردار بوده و در تمامی کشورها حتی در دور افتاده ترین نقاط نیز یافت می شود.
اما متاسفه نگاهی به محتوای برنامه های ذخیره شده در گوشی های تلفن همراه مردم نشان می دهد که انواع و اقسام برنامه های دیجیتال غربی که غالبا ترویج دهنده فرهنگ لیبرالیستی است در آن یافت می شود، اما کمتر اثری از برنامه های اسلامی وجود دارد.
این در حالی است که به گفته وی کشورهای اسلامی می بایست همزمان با واردات فناوری تلفن همراه و توسعه کمی آن، سیاست گزاری فرهنگی از جمله تولید برنامه های اسلامی متناسب با نیاز مسلمانان را نیز مورد توجه قرار می دادند.
این استاد مالزیایی فقدان سواد اطلاعاتی و فناوری در کشورهای اسلامی را یکی دیگر از عوامل تداوم سلطه اطلاعاتی غرب دانسته و برلزوم گسترش سواد اطلاعاتی و فناوری از طریق توسعه آموزش همگانی تاکید کرد.
وی تصریح کرد: اکنون که مسلمان مورد هجمه اطلاعاتی و تبلیغاتی غربی ها قرار گرفته اند، دولت های اسلامی دستکم باید از طریق فراهم ساختن آموزش همگانی افکار عمومی را نسبت به تبعات منفی برنامه های غربی آشنا کنند.
پروفسور نوریزان به برنامه چشم انداز توسعه مالزی 2020 برای دستیابی به "جامعه اطلاعاتی" اشاره و افزود: دولت مالزی در زمان حاضر آموزش همگانی آن لاین از طریق دانشگاههای مجازی و حتی راه اندازی مراکز آموزشی سیار با محوریت اطلاعات و ارتباطات را در صدر اولویت های خود قرار داده است.
وی یکی از تجارب موفق کشورش در این زمینه را راه اندازی پروژه کامونیتی کیتا دانست که در این کشور با استقبال گسترده ای نیز مواجه شده است. به گفته وی کامونیتی کیتا یک پورتال آموزشی اینترنتی است که در تمامی مراکز اینترنتی این کشور بویژه در روستاها قابل دسترسی بوده و افراد می توانند کلیه اطلاعات و نیازهای آموزشی خود در هر زمینه ای را به صورت آن لاین دریافت کنند.
متن كامل اين مصاحبه به زبان انگليسي به زودي بر روي اين وبلاگ قرار خواهد گرفت.

May 3, 2009

به بهانه بازداشت دو ایرانی در مالزی به اتهام.....؟

هفته گذشته خبری در رسانه های مالزی منتشر شد که با دیدن آن به شخصه واقعا متاثر شدم. خبرگزاری برناما، خبرگزاری رسمی مالزی، از بازداشت دو ایرانی توسط پلیس مالزی به همراه دو مظنون دیگر به اتهام حمل مواد مخدر خبر داد، موضوعی که اگر اثبات شود، صدور حکم اعدام برای هر چهار متهم قطعی است.
به نوشته این خبرگزاری، این افراد در منطقه "باتو کیو"، نزدیک معبد بزرگ هندوها، در شهر "گنبک"، از توابع ایالت سلانگور مالزی بازداشت شده و پلیس مبارزه با مواد مخدر این کشور 875 گرم مواد "سیابو" به ارزش 200 هزار رینگیت، معادل 56 میلیون تومان، از داخل خودرو آنها کشف و ضبط کرده است.
قطعا ایرانیهایی که در خارج از کشور هستند، بیشتر حس نویسنده را درک می کنند که انسانها در غربت بیشتر از آنهایی که در داخل کشور زندگی می کنند، قلبشان برای وطنشان و هموطنانشان می تبد. آنگاه که موضوعی هرچند کم اهمیت در حد پخش یک موسیقی سنتی درجه سه ایرانی در یک جشنواره محلی یک کشور خارجی چنان ما را به وجد می آورد که در خود نمی گنجیم، و گاهی نیز خبری همچون بازداشت یک ایرانی در خارج چنان ما را متاثر می سازد که به ناچار در خود فرومی رویم و می پرسیم؛ ایرانی را چه شده و چه بر سر ماها آمده است؟ چرا باید از موقعیتی که در یک کشور خارجی برایمان ایجاد شده، چنان ناشیانه سوء استفاده کنیم که دود آن نه فقط در چشم خودمان، که بدتر از آن بدنامی اش و سرزنشش برای وطنمان وهمه ایرانیان خواهد بود.
روی اول سخن با هموطنان خارج از کشور بویژه خانواده های ایرانی است که انصافا شایسته نیست فرهنگ و تمدن عظیم و باستانی که از گذشتگان خود به ارث برده ایم و همواره با بزرگمنشی، انسانیت، عظمت، بزرگمردی و ... همرا بوده را به خاطر برخی منافع شخصی، سودجویی، سطحی نگری و طمع ورزی به حراج گذاشته و بر باد دهیم. مسئولیت ما ایرانیها در خارج از کشور در قبال صیانت از میراثمان به مراتب سنگین تر و دشوارتر از ایرانیان داخل کشور است چرا که هر رفتار ما، هرچند به ظاهر ساده مانند طرز لباس پوشیدن، غذا خوردن، صحبت کردن، و.... به حساب ایران و ایرانیها گذاشته می شود نه شخص ما!
دوم با مسئولان سفارت جمهوری اسلامی ایران در کوالالامپور بویژه شخص سفیر محترم است که هرچه سریعتر اقدام عاجل به عمل آورده و این دو تبعه ایرانی را از مجازات مرگ حداقل در غربت نجات دهند. همه ما می دانیم و در صفحه اول پاسپورتمان نیز نوشته شده که "داد و ستد یا حمل مواد مخدر در مالزی مستوجب مجازات اعدام خواهد بود".
البته اين افراد هنوز متهم محسوب مي شوند، ولي به فرض اثبات جرمشان كه با توجه به نوع جرم و نيز سابقه پليس مالزي چندان دور از انتظار نيست، نه حق شهروندی آنها برای بازگشت به وطنشان سلب می شود و نه وظیفه سفارت مبنی بر حمایت از ایرانیهای مقیم خارج.
به امید روزی که همچنان از ایران و ایرانیها در سرتاسر عالم با سربلندی همراه با عزت، و افتخار یاد شود.

Apr 24, 2009

بيماري ديابت، چالش بعدي آسيا

روزنامه مالزيايي استار در شماره امروز (پنج شنبه) خود بر اساس نتايج يك تحقيق پزشكي نسبت به رشد خزنده بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي هشدار داد.

بر اساس يك تحقيق پزشكي كه اخيرا صورت پذيرفته و در ژورنال علمي انجمن پزشكي آمريكا نيز به چاپ رسيد، بيش از 60 درصد از مبتلايان به بيماري ديابت در جهان در كشورهاي آسيايي زندگي مي كنند و اين درحالي است كه روند رشد اين بيماري در اين كشورها نسبت به ساير نقاط جهان نيز بيشتر است.

بر اساس نتايج اين تحقيق در زمان حاضر نزديك به 240 ميليون نفر در جهان از بيماري ديابت رنج مي برند كه با توجه به روند رو به رشد اين بيماري، پيش بيني مي شود تعداد مبتلايان به ديابت تا سال 2025 به 380 ميليون نفر برسد.

با اينجال نكته مهم در نتايج اين تحقيق اين است كه بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي، بر خلاف كشورهاي غرب، بيشتر دامن جوانان و نوجوانان و نيز اقشار كم درآمد را گرفته و بسيار خطرناكتر نمايان شده است.

نتياج اين تحقيق كه در ژورنال علمي انجمن پزشكي آمريكا نيز منشر شده، نشان مي دهد كه كشورها هند، چين، اندونزي، بنگلادش، مالزي و فيليپين از جمله كشورهايي هستند كه بيشترين تعداد مبتلايان به بيماري ديابت را دارا مي باشند.

اين گزارش مي افزايد:‌ به طور مثال در زمان حاضر نزديك به چهل ميليون بيمار ديابتي در هند زندگي مي كنند كه پيش بيني مي شود تا سال 2025 به 70 ميليون برسند. همچنين تعداد بيماران ديابتي در كشور چين 39 ميليون و در كشور بنگلادش نيز سه ميليون 800 هزار نفر ارزيابي شده كه بر اساس تخمين هاي صورت گرفته تا سال 2025 به ترتيب به 59 ميليون و هفت ميليون چهارصد هزار نفر افزايش خواهد يافت.

فرانك هو، يك استاد بهداشت عمومي دانشگاه هارواد آمريكا مي گويد: بيماري ديابت عموما با بيماريهاي جانبي همچون ناراحتي هاي قلبي، سكته و كم كاري كليه همراه است كه درمان هريك از آنها نيز بسيار دشوار و پرهزينه است.

به گفته اين استاد آمريكايي،بيماري ديابت دلايل مختلفي همچون موروثي بودن، كشيدن سيگار، افزايش وزن و سن، رشد بي رويه شهرنشيني و نيز اختلاط هاي اجتماعي و فرهنگي است كه از كشوري به كشور ديگر متفاوت است. به عنوان مثال، در حالي كه اضافه وزن در كشورهاي اروپايي عامل ديابت نوع 2 محسوب مي شود، اما اين بيماري در برخي از كشورهاي آسيايي همچون ژاپن و پاكستان كه مردمان آنها عموما لاغر اندام هستند نيز به همان ميزان و گاها بيشتر نيز ديده مي شود.

پروفسور فران هو در پايان هشدار مي دهد كه در صورت عدم اتخاذ يك سياست بهداشتي مناسب و قوي و نيز ارتقاء مراقبت هاي بهداشتي از سوي كشورهاي آسيايي ، بيماري ديابت به زودي روند توسعه اين كشورها را با چالش اساسي مواجه خواهد نمود.

بيماري ديابت، چالش بعدي آسيا

روزنامه مالزيايي استار در شماره امروز (پنج شنبه) خود بر اساس نتايج يك تحقيق پزشكي نسبت به رشد خزنده بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي هشدار داد.

بر اساس يك تحقيق پزشكي كه اخيرا صورت پذيرفته و در ژورنال علمي انجمن پزشكي آمريكا نيز به چاپ رسيده، بيش از 60 درصد از مبتلايان به بيماري ديابت در جهان در كشورهاي آسيايي زندگي مي كنند و اين درحالي است كه روند رشد اين بيماري در اين كشورها نسبت به ساير نقاط جهان نيز بيشتر است.

بر اساس نتايج اين تحقيق در زمان حاضر نزديك به 240 ميليون نفر در جهان از بيماري ديابت رنج مي برند كه با توجه به روند رو به رشد اين بيماري، پيش بيني مي شود تعداد مبتلايان به ديابت تا سال 2025 به 380 ميليون نفر برسد.

با اينجال نكته مهم در نتايج اين تحقيق اين است كه بيماري ديابت در كشورهاي آسيايي، بر خلاف كشورهاي غربي، بيشتر دامن جوانان و نوجوانان و نيز اقشار كم درآمد را گرفته و بسيار خطرناكتر نمايان شده است.

نتياج اين تحقيق كه در ژورنال علمي انجمن پزشكي آمريكا نيز منشر شده، نشان مي دهد كه كشورها هند، چين، اندونزي، بنگلادش، مالزي و فيليپين از جمله كشورهايي هستند كه بيشترين تعداد مبتلايان به بيماري ديابت را دارا مي باشند.

به طور مثال در زمان حاضر نزديك به چهل ميليون بيمار ديابتي در هند زندگي مي كنند كه پيش بيني مي شود تا سال 2025 به 70 ميليون برسند. همچنين تعداد بيماران ديابتي در كشور چين 39 ميليون و در كشور بنگلادش نيز سه ميليون 800 هزار نفر ارزيابي شده كه بر اساس تخمين هاي صورت گرفته تا سال 2025 به ترتيب به 59 ميليون و هفت ميليون چهارصد هزار نفر افزايش خواهد يافت.

فرانك هو، يك استاد بهداشت عمومي دانشگاه هارواد آمريكا مي گويد: بيماري ديابت عموما با بيماريهاي جانبي همچون ناراحتي هاي قلبي، سكته و كم كاري كليه همراه است كه درمان هريك از آنها نيز بسيار دشوار و پرهزينه است.

به گفته اين استاد آمريكايي،بيماري ديابت دلايل مختلفي همچون موروثي بودن، كشيدن سيگار، افزايش وزن و سن، رشد بي رويه شهرنشيني و نيز اختلاط هاي اجتماعي و فرهنگي دارد كه از كشوري به كشور ديگر متفاوت است. به عنوان مثال، در حالي كه اضافه وزن در كشورهاي اروپايي عامل ديابت نوع 2 محسوب مي شود، اما اين بيماري در برخي از كشورهاي آسيايي همچون ژاپن و پاكستان كه مردمان آنها عموما لاغر اندام هستند نيز به همان ميزان و گاها بيشتر نيز ديده مي شود.

پروفسور فران هو در پايان هشدار مي دهد كه در صورت عدم اتخاذ يك سياست بهداشتي مناسب و قوي و نيز ارتقاء مراقبت هاي بهداشتي از سوي كشورهاي آسيايي ، بيماري ديابت به زودي روند توسعه اين كشورها را با چالش اساسي مواجه خواهد نمود.

نظریه توطئه: توهم يا واقعيت!؟

مفهوم "توطئه" و نظریه منتسب به آن ، "نظریه توطئه"، موضوعی قابل تعمق و بحث برانگیز است که از چند سال پیش به ادبیات سیاسی ایران راه یافته و کاربردی وسیع و در عین حال جنجالی یافته است.
اگر از تاریخ فلسفه یونان باستان بگذریم که در آن بر اساس اسطوره های تاریخی و فلسفی وقوع هر حادثه ای به یکی از "خدایان افسانه ای" کوه اولمپ نسبت داده می شد، در ادبیات سیاسی معاصر "نظریه توطئه" ، اینکه هر حادثه ای ناشی از دخالت دست های پنهانی داخلی یا خارجی است، در مناسبات مختلف چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی کارکرد تبیینی سلبی و ایجابی زیادی یافته است.
کارل پوپر از جمله نخستین نظریه پردازان غربی محسوب می شود که ”نظریه توطئه “ را ارائه و آن را به حربه ای نظری علیه مخالفان سرمایه داران استعمارگرغربی (یا آنچه که خوددسیسه های الیگارشی سلطه گر معاصر) نامیده، تبدیل ساخت.
پوپر در سال 1948 در سخنرانی خود در مجمع عمومی "دهمین گردهمایی بین المللی فلسفه" در آمستردام هلند، از "نظریه توطئه" به عنوان یک "توهم " یاد کرده و در مورد آن بیان داشت: "هرچه در اجتماع اتفاق می افتد نتایج مستقیم نقشه هایی است که افراد یا گروه های نیرومند طرح ریزی کرده اند. این نظر بسیار گسترش پیدا کرده است. هرچند من شک ندارم که گونه ای ابتدایی از خرافه است . کهن تر ازتاریخیگری است ... و در شکل جدید آن، نتیجه برجسته دنیوی شدن خرافه های دینی است . باور داشتن به خدایان هومری، که توطئه های آن ها مسئول تقلبات جنگ های تروا بوده، اکنون از میان رفته است ولی جای خدایان ساکن کوه اولومپوس هومری را اکنون ریش سفیدان فهمیده کوه صهیون یا صاحبان انحصارها یا سرمایه داران یا استعمارگران گرفته است.(1
در ایران نیز "نظریه توطئه" و مباحث مربوط به آن ریشه در پس زمینه های تاریخی و سیاسی یک سده اخیر بویژه پس از انقلاب مشروطیت و رقابت قدرتها بزرگ (روسیه و انگلیس و سپس آمریکا و شوروی) برای گسترش نفوذ خود بر این کشور داشته و به جرات می توان گفت از آنجایی که ایران، بر خلاف بسیاری از کشورهای جهان سوم، هرگز به صورت مستقیم تحت استعمار هیچ قدرت خارجی قرار نداشته، رقابت ناشی از تلاش این قدرتها و ارتباطشان با کانون های داخلی قدرت برای بر هم زدن معادلات سیاسی حاکم و گاها تغییر رژیم ها زمینه بسط و توسعه این نظریه در ایران را بیش از هر کشور دیگری فراهم ساخته است. هرچند بسیاری از اندیشمندان معاصر با نادیده گرفتن این عامل نیرومند به غلط نظریه توطئه را به "روح فرهنگ ملی ایرانی" از زمانهای بسیار قدیم نسبت می دهند.
در چند سال اخیر، دکتر عبدالکریم سروش، از جمله اولین کسانی است که نظریه "توطئه" را مطرح و بلافاصله وارد ادبیات سیاسی معاصر ایران می کند. دکتر سروش "نظریه توطئه " را از جمله منحط ترین بینش های سیاسی دانسته که بر اساس آن آدمی تصور می کند جهان و تاریخ به دست چند نفر توطئه گر می چرخد. به گفته وی "اگرچه وجود توطئه گران در جهان را نمی توان انکار کرد، اما فرق است میان این که بگوئیم توطئه گران یکی از عوامل موثر حیات جمعی هستند و میان این که بگوئیم همه چیز حیات سیاسی به دست توطئه گران و به تدبیر سوء آنان می چرخد. (2
دکتر سروش، که عموما در مباحث فلسفی و بویژه در پوزیتیویسم (اثبات گرایی) دنباله رو کارل پوپر تلقی می شود، اگرچه در تعریف خود منکر وجود عوامل توطئه گر در حیات سیاسی و اجتماعی جوامع نمی شود، اما به سان استاد خود در مورد معتقدان به "نظریه توطئه" می گوید: " معمولاً صاحبان و مدافعان این نظریه یا به مکتب های مارکسیستی تعلق دارند و یا به مکتب های فاشیستی . (یعنی همه کسانی که هوس قدرت و سلطه دارند و دیگران را فرمانبردار خود می خواهند و معتقدند که آدمیان از خود حرف و شعور ندارند و کاره ای نیستند یا کاره ای نباید باشند، نظراً و عملاً نظریه واحدی را ترویج می کنند که عبارت است از هیچکاره بودن همگان و همه کاره بودن چند صحنه گردان و توطئه گر.) جنایتکاران و سررشته داران اصلی تاریخ این ها هستند که معمولاً فراماسون ها و یهودیان و لیبرال ها از کار در می آیند، یعنی درست همه آن هایی که فاشیستها با آن ها دشمن اند". (3)
علاوه بر دکتر سروش، دکتر آبراهامیان نیز در کتاب خود با عنوان "فکر توطئه چینی در فرهنگ سیاسی ایران" در مورد "نظریه توطئه" سخن رانده و ضمن رد آن به عنوان یک "توهم"، از این نظریه به عنوان "پارانویایی سیاسی“ (تشویش و هراس از توطئه دیگران علیه خود) نام برده است. ضمن آنکه ناصر ایرانی نیز با ارائه دیدگاهی مشابه "نظریه توطئه" را عمده ترین مبنای تحلیل ایرانیان از رویدادهای سیاسی و اجتماعی ایران و جهان دانسته و با انتقاد از آن تاکید می کند که این نظریه (بویژه در زمان حاضر) دیگر مصداق عینی نداشته مگر اینکه "جهان همچنان در دوران جنگ سرد درجا می زد و همان ایدئولوژی و رفتارها و قواعد جنگ سرد بر روابط بی ن المللی حاکم بود، و نیز کهن ه تر از این، اگر جهان هنوز در دوران استعماری و سیاست های توطئه آمیز پنهانی آن به سر می برد و نظریه توطئه را می شد به نوعی توجیه کرد . حقیقت این است که ما ا یرانی ان از هر چیز نو هراسناکیم و ترجیح می دهیم حتی الامکان از مرزهای مألوف فراتر نرویم. (4
اما کنکاشی عمیق در واقعیت های تاریخی و سیاسی نظام حاکم بر روابط بین الملل از زمان ظهور "نظریه توطئه" به شکل مدون آن توسط کارل پوپر تا عصر حاضر نشان می دهد که وجه ایجابی آن به مراتب بیشتر، قویتر و مستدل تر از وجهه سلبی آن است. به عبارت دیگر نوسنده معتقد است که با سپری شدن جنگ سرد و فروپاشی شوروی و متعاقب آن ورود جهان به عصر "تک قطبی" نه تنها بنیانهای تئوریک "نظریه توطئه" تضعیف نشده، بلکه ابعاد "هستی شناختی"، نسبت مفهومی نظریه با ماهیت وجودی آن، و "شناخت شناختی"، چگونگی شناسایی مصادیق خارجی آن و انتساب آن به مفهوم توطئه، بر اساس حقایق موجود تقویت نیز شده است. ضمن آنکه انتساب صفت "توهم" به این نظریه و تلقی آن به عنوان یک "پندار جعلی" نیز نشان از سرشار بودن آن از ارزش های طرفدارانه و بازتابنده وجود غرض وزری های جانبدارانه از سوی مبدعان اولیه آن بویژه کارل پوپر می باشد.
واکاوی دقیق زمینه های تاریخی شکل گیری "نظریه توطئه" که بعدا به "نظریه توهم توطئه" تغییر نام داد، نشان می دهد که نفس ظهور این نظریه خود به واقع "توطئه" ای علیه افشاگری هایی بود که در دوران پس از جنگ جهانی دوم علیه تلاش های سازمان دهی شده و مرموزانه تشکیلات اطلاعاتی غربی ها بویژه آمریکا و انگلیس برای تداوم استعمار و استثمار ملت ها صورت می گرفت. بویژه آنکه این نظریه در واقع درست زمانی مطرح شد که اندک صداهایی در اروپای پس از جنگ جهانی دوم از سوی روشنفکران و اندیشمندان انتقادی در مورد تلاش های توطئه گرانه سرمایه داران صیهونیست با پشتوانه اطلاعاتی سازمان جاسوسی سیا و سازمان جاسوسی انگلیس برای تشکیل کشور اسرائیل در خاورمیانه برخاسته بود. و جالب این که کارل پوپر، مبدع نظریه "توطئه" که به شدت آن را تقبیح کرده و آنرا "پندار جعلی" و "توهم آمیز" جلوه می داد، خود نیز بنا بر مستندات تاریخی از خاندان های یهودی سرمایه دار اتریش بوده و اصطلاح "ریش سفیدان فهمیده کوه صهیون" در نظریه وی دقیقا به همین "سرمایه داران یهودی" اشاره دارد که در حال مقدمه چینی برای اعلام موجودیت کشور اسرائیل در سال 1949 بوده ند.
امروزه نیز پس از بروز تحولات و انقلابات صورت گرفته در عرصه فناوری و اطلاعات از یکسو، و نیز عدم حضور ایدولوژی قوی رقیب (شوروی) از سوی دیگر، "نظریه توطئه" بعدی وسیع تر و همه جانبه تر و در عین حال نامحسوس تر به خود گرفته و دامنه آن تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ایدولوژیکی قرن حاضر را در مقیاس جهانی فرا گرفته است. اگر در گذشته دستکم 7 و یا 8 کشور غربی به دنبال گسترش و توسعه سلطه خود بر جهان بودند، امروزه تنها دو کشور (آمریکا و انگلیس موسوم به محور انگلو-ساکسون) و آنهم به منظور تامین منافع قشر حاكم و طبقه سرمایه دارشان به دنبال نفوذ و تداوم سلطه نه فقط بر یک کشور بلکه بر تمامی دنیا هستند. اگر در گذشته توطئه استعمارگران تنها از طریق اشغال نظامی و چپاول ثروتهای ملل پیرامونی عملی می شد، امروزه به صورت بسیار ظریف و نامحسوس از طریق فرایندهای اطلاعاتی، تهاجم فرهنگی، جذب مغزها و .... عملی می شود. اگر در گذشته "توطئه" نظریه ای با قابلیت تبیین صرفا حوادث "ملی" و حداکثر "جهان سومی" تلقی می شد، امروزه به منظور تبیین پدیده های جهانی از جمله اثرات سوء "جهان تک قطبی"، "جهانی سازی"، "جامعه اطلاعاتی" و نظم نوین جهانی" مورد استفاده قرار می گیرد.
از اینرو "نظریه توطئه" امروزه دیگر تنها نظریه ای جهان سومی نیست که فقط از سوی رهبران و انقلابیون کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته (و آنهم به اصطلاح برای مصرف داخلی!!) مورد استفاده قرار بگیرد، بلکه به نظریه ای جهانی تبدیل شده که با کارایی و قدرت تبیین کنندگی بالا از سوی حتی همپیمانان غربی همین محور انگلو-ساکسون مانند ایتالیا، فرانسه و کانادا نیز در توضیح مناسبات غلط موجود مورد استفاده وسیع قرار می گیرد. افشاگری جولیو آندروئوتی، نخست وزیر وقت ایتالیا، در سال 1990 در برابر پارلمان این کشور در مورد حضور شبکه های جاسوسی و پنهانی موسوم به "گلادیو" تحت نظارت سازمان سیا در این کشور و کشورهای فرانسه، هلند و بلژیک، هشدار معاون نخست وزیر کاناداد در سال 1997 در برابر سنای این کشور نسبت سلطه فرهنگی و اطلاعاتی این محور(آمریکا-انگلیس) از طریق اینترنت و از آنچه که خود برنامه از پییش تعیین شده آمریکایی ها برای سیطره یافتن بر دنیا خواند، و تجزیه یوگسلاوی سابق تنها نمونه هایی از مصادیق عینی این واقعیت است. (5
بنا بر این برپایه تلقی جدید از "نظریه توطئه" می توان گفت که عاملان امروزین توطئه جهانی به دنبال القای این "توهم" در جهان هستند که تنها یک ایدولوژی در جهان وجود دارد و آنهم ایدئولوژی سرمایه داری آمریکایی است. به عبارت دیگر، نظام سلطه موجود در جهان وجود هیچ آلترناتیوی را برنتافته و حتی تصور آنرا نیز محکوم به شکست می داند. در این میان آنچه بیش از همه نفس وجود "توطئه" را عقلانی تر می سازد، لزوم بازتولید و تداوم "توهم" فوق در مقیاس جهانی به منظور حفظ وضع موجود است. مصداق بارز این ادعا را می توان در سخنان جوزف نای، مشاور بیل کلینتون در برابر کمیته سنای این کشور در مورد اهمیت "قدرت نرم" دانست که گفته است: "قدرت نرم مبتني برتكيه برابزارهاي ارتباطي، مهارتهاي سازماني و دستكاري اطلاعات زماني اعمال مي‌شود كه يك كشور ساير كشورها را وادار مي‌سازد چيزي را بخواهند كه خود مي‌خواهد. یعنی توانايي تاثيرگذاري به آنچه كه ديگر كشورها مي‌خواهند با منابع نامحسوس مثل فرهنگ، ايدئولوژي و نهادها ارتباط دارد". به زعم نای ايالات متحده در زمان حاضر بيش از همه قدرت اين‌كار را دارد، بنابراین "اگر قرار است یک زبان در جهان وجود داشته باشد، آن زبان باید انگلیسی باشد، اگر قرار است یک فرهنگ در جهان توسعه یابد، آن فرهنگ باید فرهنگ آمریکایی باشد، اگر قرار است یک دین در جهان غالب شود، آن دین باید کاتولیک باشد. اگر ... و اگر....". (6
بنابراین نفس وجود توطئه، یا آنچه امروزه برنامه های از پیش تعیین شده نامیده می شود، نه تنها "توهم" یا "پنداری جعلی نیست" بلکه واقعیتی عینی است که ترسیم آن نباید تعجب برانگیز جلوه کند. بلکه شگفت انگیز تر این است که چه طور مي توان به آساني چشم را بر روی این واقعیت ها بسته و از آن به عنوان "توهم" ، "منحط ترین بینش سیاسی" و یا "پارانویایی سیاسی" یاد كرد.
البته شکی نیست که مصادیق عینی "توطئه" دیگر به ندرت شامل مصداق های تاریخی شامل لشکر کشی نظامی و یا محاصره طولانی مدت زمینی می شود، بلکه مصداق های جدید آن چنانچه پیشتر نیز گفته شد به "عملیات های اطلاعاتی- روانی"، "اعمال قدرت نرم"، "تهاجم رسانه ای و فرهنگی" ، "بایکوت خبری" و ... تغییر یافته است و در این راه عاملان آن از پیشرفته ترین ابزارهای فناوری و اطلاعاتی بهره می برند. اما انکار نفس وجود "توطئه" نشان دهنده تحلیلی درست و دقیق از واقعیت های موجود نیست بلکه در بهترین حالت تلاشی برای پاک کردن صورت مساله می باشد.
منابع و مآخذ
کارل پوپر، حدسها و ابطالها، ترجمه احمد آرام، تهران: انتشار، 1363 ، ص 425.
عبدالکریم سروش، ”روشنفکری و دینداری“، آینه اندیشه سال دوم، شماره 8و 9، دی ماه 1370، ص 28.
همان صفحه 29.
. ناصر ایرانی، ”ایران در جغرافیای آینده “، نشر دان ، ش سال دوازدهم، شماره اول، آذر - دی 1370 ، ص 3.
5- Duff, A. (2000). Information Society Studies. London: Rutledge. PP, 102-103.
6- Mattelart, A. (2001). The Information Society: an Introduction. London: Sage Publications. P, 123.

Apr 22, 2009

بانوی اول آمریکا در کاخ سفید چه می کند


منابع خبري كاخ سفيد اعلام كردند كه ميشل اوباما، بانوي اول آمريكا از بدو ورود به كاخ سفيد تلاش وسيعي براي سروسامان دادن به فضاي سبز كاخ سفيد و استفاده بهينه از آن آغاز كرده و در اين راستا سطح وسيعي از اين فضا را به كاشت انواع مختلف سبزيجات از جمله تره، جعفري، اسفناج و گوجه فرنگي اختصاص داده است.
به نوشته روزنامه استار، ميشل اوباما همچنين به طور مرتب به همراه كارگران كاخ سفيد بر سر مزارع حضور يافته و پا به پاي آنها در كاشت، كودهي و آبياري اين مزارع كمك مي كند.
ميشل اوباما در گفتگو با خبرنگاران هدف از اين اقدام خود را علاقه شخصي و نيز تشويق زنان خانه دار آمريكايي براي كاشت سبزي در باغچه هاي منازلشان عنوان كرده و خاطرنشان ساخته است كه استفاده از سبزي تازه و سالم در رژيم غذايي تاثير زيادي در سلامت اعضاي خانواده و نيز صرفه جويي اقتصادي دارد.

وي با ابراز خوشبيني از اينكه اولين محصول گوجه فرنگي وي در اواخر ماه آوريل (ماه جاري) بعمل خواهد آمد، تصريح ساخته كه گوجه فرنگي تازه اي كه از مرزعه خودم مي چينم، طعم و مزه اش به مراتب از گوجه فرنگي كه باراك از بازار سفارش مي دهد، بهتر و لذت بخش تر است.
اقدام ميشل اوباما در اختصاص فضاي نسبتا زيادي از مزارع كاخ سفيد به كاشتن سبزيجات و نيزاعلام اينكه وي قصد دارد به زودي اقدام به پروش مرغ و جوجه نيز بكند، واكنش هاي زيادي در محافل آمريكايي به دنبال داشته است.
هرچند مخالفان وي تغييرات ايجاد شده در نحوه كاربري از فضاي سبز كاخ سفيد را تنها يك تلاش تبليغاتي و رسانه اي دانسته اند، اما بسياري از كارشناسان روابط عمومي اين اقدام ميشل اوباما را از زمان الئانور روزولت، همسر روزولت، رئيس جمهوري اسبق آمريكا، بي سابقه دانسته اند. اقدامي كه مي تواند به عنوان يك الگو مورد توجه تمامي خانم هاي آمريكايي قرار بگيرد.
آيا ميشل اوباما مي تواند براي همه خانم ها يك الگو باشد؟
اصل انگليس خبر

Apr 19, 2009

Malaysians Are Amazed About President Ahmadinejad


Today’s, frequently I received an email about our President, Dr Ahmadinejad and I’m really wondered how one president could become famous all around the world because of all aspects of his life. Some time because of his threat Zionism regime to remove from the World map, some time for ignoring Holocaust, some time for blaming Us presidents, and now because of his personal life.
Although Malaysians are not much political interested, but when they saw our president’s personal life, they want to know how their leaders are living? That’s why Malaysians are sending this email to everybody; their friends, families, lectures, classmate and even to their leaders and ask them: please compare between our (Malaysians)leaders’ life with President Ahmedinejad. The title of this email is more amazed : “A Must read Article”. This is the content of original email.



"The Life of Iranian President Ahmedinejad"
The FoxNewsTV (USA) asked the Iranian President Ahmedinejad,'When you look into the mirror in the morning what do you say to yourself'? He answered: I see the person in the mirror and tell him 'Remember' you are no more than a small servant, ahead of you today is the heavy responsibility, and that is to serve the Iranian nation'. Ahmedinejad, the Iranian President who astonished many when he first reached to the office of the Presidency by donating all the high valued Iranian carpets to one of the mosques in Tehran by replacing them with the low cost ordinary carpets. He observed that there was a huge extravagant lounge for receiving and welcoming the VIPs and he ordered it to be closed and asked the protocol office to arrange for an ordinary room only with wooden chairs. On many instances he joins the cleaning staff of the municipality for cleaning the streets in the area where his home and the Presidency are located.Under his authority whenever he appoints any minister to his post he gets a signed document from him with many points particularly highlighting that he shall remain poor and that his personal and his relatives accounts will be watched and the day he leaves the ministry shall be with dignity, and therefore it is not lawful for him or his relatives to take any advantage of his office. First of all he declared himself for all the 'Big' wealth and the property he owned was a Peugeot 504 car, model 1977, an old small house inherited from his father 40-years ago in one of the poorest zones in Tehran. His accounts with a zero balance and the only money comes in to his a/c was from his salary from the university as a lecturer with an amount of US$ 250 only.


For your information the President still lives in that same house. This is all what he owns; the president of one of the world's important countries; strategically, economically, politically and with regard to its oil and defense. He even doesn't take his personal salary with the argument that all the wealth belongs to the nation and he is the safeguard over it. One of the things that impressed the staff at the presidency is the bag the President brings with him every day, which contains his breakfast; some sandwiches or bread with olive oil and cheese prepared by his wife and eats and enjoys it with all happiness. One of the other things he changed was his personal carrier 'the President's Aircraft' to a cargo aircraft in order to save the spending from the public treasury and he ordered that he will be flying with the ordinary airline in the economy class.. He organizes meetings every now and then with all the ministers to know their activities and efficiency and he closed down the office of the Manager of the president and any minister can enter to his office without any permission. He also stopped the welcome ceremonies like the red carpet, the photo session or any personal advertisement or respect of any kind while visiting any place in the country. Whenever he has to stay in any of the hotels he asks them to make sure not to give him a room with any big bed because he doesn't like to sleep on beds but rather likes to sleep on the floor on a simple mattress with a blanket.. Refer to some of the photographs which also confirm the above. The Iranian president is sleeping in the guest room of his house after getting away from his special guards who follow him wherever he goes and photo is taken by his small brother according to the Wifaq Newspaper which published this photo and the next day the photo was published in most of the world's newspapers and magazines and particularly the Americans. During the prayer you can see that he is not sitting in the first row. And the final photo is of his dining room where the president is busy eating his simple meal.


Now! Please try comparing this with the emoluments and privileges our ministers get ...... plus the amount they loot How many of our Presidents, PMs, Ministers & politicians enjoy(?) such a life!!!"


Apr 17, 2009

Babies also know the differences!!!







وقتی برای مرده ها هم تبعیض قائل می شوند!

عکس مربوط به سوزاندن جسد یک زن فقیر در کنار خیابان است. به علت نداشتن مواد آتش زای مرغوب، جمجمه این زن باید ساعت ها در آتش معمولی بسوزد تا خاکستر شود.

دوست عزیزم که به تازگی از سفر شبه قاره هند برگشته می گفت در هندوستان برای سوزاندن اجساد نیز بین مرده ها تبعیض قائل می شوند. مرده هایی که پولداتر و متعلق به طبقات بالا و مرفه جامعه می باشند، اجسادشان با حضور اقشار مختلف طی آیین تشریفاتی خاص و با استفاده از شاخه های گل و چوب های گران قیمت، مواد آتش زای خوشبو و معطر و در مکانی مجلل سوزانده شده و آنگاه خاکستر اجساد آنها تا مدتها در بسته های ویژه نگهداری می شود. اما مرده هایی که از طبقات پایین تر و فقیر جامعه می باشند، اجسادشان در تنهایی و با استفاده از چوب های معمولی و مواد سوختنی خام و دود زا در کنار رودخانه ها و یا خیابانها به آتش کشیده می شوند و خاکسترهای اجسادشان نیز مشتری جزء باد! ندارد.

براستی داستان آدمی عجیب داستانی است. تبعیض! آنهم پس از مرگ. گفتم خدایا! نکند این داستان یک جایی همین نزدیکی ها به نحوی دیگر اتفاق می افتد. انسانی که مرد چه فرقی می کند که جسدش با شاخه های گل زنبق سوزانده شد و یا با چوب درخت بید! چه فرقی می کند بدنش با عطر فرانسوی شسته شود و یا با آب زلال رودخانه؟ و یا پیکرش در قطعه شمالی قبرستان به خاک سپرده شود و یا در قطعه های پایین دست؟ نکند ما هم برای مرده هایی که از طبقات متمول هستند ارزش بیشتری قائل هستیم! نکند جنس کفن مرده هایی که در طول حیاتشان ثروتمند بوده اند از جنس حریر باشد و آنهایی که فاقد پول و ثروت بوده اند از جنس دیگر؟ و نکند قصالخانه های ما دیگر پذیرای مرده های بی کس و کار نیستند!

عقل آدمی را چه شده است؟ ناخودآگاه به یاد این حرف ماکس هورکهایمر در مقاله "عقل علیه عقل" افتادم که می گوید: " فروپاشی بخش عظيمی ‌از بنيان فكري و عقلي تمدن ما تا حدي نتيجه پيشرفت فرهنگ مدرن و خرافه ها و باورهای غلط عقلانیت ابزاری ‌است . ليكن اين پيشرفت خود محصول نبرد بر سر اصولي است كه اينك در شرف نابودي اند..... عقل آدمی دچار نوعي بيماري شده است. هر فرد بهاي دستاوردهاي عظيم صنعت مدرن، فرهنگ سطحی و دون پایه و بهاي رشد خرافه ها و باورهایی غلطی را می‌پردازد كه قاعدتاً بايد در خدمت اومی بود. براستی انسان هرگز چنين بيچاره و فلاكت زده نبوده و تاريخ هرگز چنين سركوب نظاممند و حساب شده‌اي را به خاطر ندارد".

Apr 16, 2009

اتباع خارجی بازداشت شده در اندونزی عراقی بوده اند نه ایرانی!!

پلیس اندونزی اعلام کرد که 40 تبعه خارجی که روز یکشنبه گذشته در جزیره "سماک دائون" این کشور بازداشت شده اند، عراقی هستند نه ایرانی!
به گزارش خبرگزاری اندونزیایی آنتارا، پلیس اندونزی این افراد را که صورت غیر قانونی وارد این کشور شده و قصد مهاجرت به استرالیا با ویزای جعلی را داشته اند، به اتهام عدم ارائه اسناد هویتی بازداشت کرده است.
مطبوعات اندونزی روز دوشنبه با چاپ گزارشهایی افراد بازداشت شده از سوی پلیس این کشور را تبعه ایران معرفی کرده بودند.
از قرار معلوم شباهت بسیار نزدیک نامهای ایران و عراق در زبان انگلیسی
"IRAN" و "IRAQ"
باعث این اشتباه جالب رسانه ها و مطبوعات اندونزیایی شده است. امری که بلافاصله با واکنش و اعتراض سفارت ایران در جاکارتا مواجه شد#
اصل خبر

Apr 15, 2009

اتباع خارجی بازداشت شده در اندونزی عراقی بوده اند نه ایرانی !

سخنگوی سفارت جمهوری اسلامی ایران در جاکارتا با ارسال یادداشتی به خبرگزاری آنتارا (اندونزی)، شایعه بازداشت اتباع ایرانی به اتهام عدم ارائه اسناد هویتی خود و نیز تلاش برای ورود غیر قانونی به کشور استرالیا را رد کرد. علی پهلوانی راد در این پیام همچنین خاطرنشان ساخته که بر اساس گزارش پلیس اندونزی، این چهل نفر از اتباع عراق بوده اند که قصد داشته اند به صورت غیر قانونی از طریق اندونزی به استرالیا مهاجرت کنند
مطبوعات اندونزی امروز با چاپ گزارشهایی از مقر فرماندهی پلیس این کشور از بازداشت 40 ایرانی به اتهام ورود غیر قانونی به این کشور خبر داده بودند. از قرار معلوم شباهت اسم های ایران و عراق در زبان انگلیسی

(IRAQ) و (IRAN)

روزنامه نگاران اندونزی را به اشتباه انداخته و آنها اتباع عراقی را ایرانی گزارش داده اند. اصل خبر را اینجا ببینید

About the Critic

Your are now in Critic, a virtual space for criticize and exchange information, publishing news, sharing idea and entertainment. With respect to all progresses, critical approched will be dominated in this blog.

More About the Blogger

Abbas Ghanbari is Journalist, writer, Politician and freelance resercher. To Contact with him: agcritic@gmail.com, Ghanbari.Abbas@gmail.com

Or 006-0122748576

از هر 10 آمریکایی، یک نفرمعتقد است که اوباما مسلمان است

آيا باراك اوباما واقعا مسلمان است؟
نتايج يك تحقيق جديد در آمريكا نشان داد كه از هر 10 آمريكايي، يك نفر معتقد است كه باراك اوباما واقعا مسلمان است و وي به مسيحي بودن تظاهر مي كند. به نوشته روزنامه واشتنگتن پست در تاریخ 8 آوريل 2009، بر اساس نتايج تحقيقي كه بين يك هزار و308
آمريكايي به صورت تلفنی صورت گرفت، 138 نفر واقعا اعتقاد داشتند كه باراك اوباما مسلمان است. البته وابستگي حزبي و ديني پاسخ دهندگان تاثير زيادي در ديدگاه آنها نسبت به دين اصلي باراك اوباما داشته است.به طوري كه در بين جمهوريخواهان،از هر پنج نفر، دو نفر و در بين پروتستانها نيز ازهر پنج نفر يك نفر معتقد بودند كه اوباما واقعا مسلمان است. ضمن آنكه از هر ده دموكرات نيز تنها شش نفر معتقد بودند كه اوباما مسيحي است و بقيه آنها نسبت به دین واقعی وی شك داشتند