Mar 8, 2010

مصاحبه ای خواندنی با خدا

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا مصاحبه می‌کنم
God asked
خدا از من پرسید
So you would like to interview me?
مایلی از من چیزی بپرسی؟
I said, If you have the time
من گفتم، اگر وقت داشته باشید
God smiled
با لبخندی گفت
My time is eternity
وقت من ابدی است
What questions do you have in mind for me?
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
I asked
پرسیدم
What surprises you most about human kind?
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟
God answered
خدا پاسخ داد
That they get bored with childhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند
They rush to grow up, and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس
long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند
That they lose their health to make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند
And then
و سپس
Lose their money to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند
That by thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند
They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند
Such that they live in neither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند
And not the future
و نه در آینده
That they live as if they will never die
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد
And die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند
God's hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت
And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم
Then I asked
سپس من پرسیدم
As the creator of people
به عنوان خالق انسانها
What are some of life's lessons you want them to learn?
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟
God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد
To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند
But they can do is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند
To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند
To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد
But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد
To learn to forgive by practicing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی
To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید
But it can take many years to heal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید
To learn that there are people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند
But simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند
To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند
But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد
To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند
But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند
Thank you for your time, I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
Is there anything else you would like your children to know?
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟
God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد
Just know that I am here
فقط اینکه بدانند من اینجا "با آنهاهستم
ALWAYS
همیشه

منبع: ناشناس

Feb 25, 2010

ماهاتیر محمد؛ مرد همیشه نستوه

چند سال پیش که استاد بزرگوارم دکتر کاظم معتمدنژاد در کلاس های درس "مطالعات انتقادی" با آب و تاب از کوشش های رهبران جهان سوم همچون نلسون ماندلا، گاندی، آلنده، مصدق، جمال عبدالناصر، ماهاتیر محمد و.... برای سلطه زدایی از نظام روابط بین الملل و تلاش برای برقراری نظم نوین جهانی در ارتباطات جهانی سخن می گفت، هرگز باور نمی کردم که روزی با یکی از همین رهبران و درواقع آخرین بازمانده از نسل رهبران مبارز جهان سوم و یا بهتر بگویم جهان در حال توسعه خواهم نشست و رودر رو سخن خواهم گفت.

چند روز پیش فرصتی داد تا برای سومین بار در یکسال گذشته و شاید آخرین بار با ماهاتیر محمد دور یک میز نشسته و از وی سئوالاتی در مورد دغدغه های پیشینم و آنچه که آن سال ها در سر کلاس های درس دکتر معتمدنژاد برای ملکه شده بود بپرسم.

خیلی خوب و درست حدس می زدم. مثل بار اول که به دیدن او رفتم؛ بازهم به محض دیدنش به معنی واقعی کلمه جا خوردم. دیگر یقین پیداکردم که او دقیقا همان کسی است که از سالها پیش در ذهنم ملکه شده بود. مردی با قد متوسط و با اعتماد به نفس بالا، افتاده و متواضع اما محکم و استوار، خسته و نحیف از پنجاه سال مبارزه و تلاش، اما همچنان محکم و با اراده، چشمانی نافذ و بیانی بسیار صریح و باصلابت.

ماهاتیر محمد اغلب مردی عجیب و اسطوره ای می نمود. از آرمان هایش در دوران پس از استقلال و روابطش با دیگر رهبران مبارز و از نوع خود می گفت. او مرد پدیده هاست. برخلاف بسیاری از رهبران مدعی در دیگر کشورها، در هیچ دوره ای بازنمانده و درجا نزده است. نه در عصر مبارزه برای استقلال یا دوران پس از آن، نه در عصر نوگرایی و توسعه، نه در عصر جهانی سازی و اکنون نیز در حال گذار از جامعه اطلاعاتی!. بسیار به روز و صاحب خلاقیت، ابتکار و پیش بینی است.

ماهاتیر برخلاف خیلی از رهبران جهان سوم که منتظرند تا آینده برسد، خیلی زودتر آن را و اقتضائاتش را دریافته و می بیند. نا گفته نماند که 15 سال پیش برنامه سند چشم اندازه توسعه بلند مدت مالزی (Malaysia2020) را تدوین و نوشت که در سر لوحه آن آمده است: مالزی باید در سال 2020 به یکی از پیشروترین کشورهای دانش پایه، پیشرفته و پردرآمد در جهان تبدیل شود.

ماهاتیر محمد در عین امیدواری و اطمینان به آینده ای که خود و دیگر رهبران این کشورهوشمندانه برای مالزی تدوین کرده، به همه چیز انتقاد می کرد. به آمریکا و انگلیس، به روسیه و چین، به دولت های اسلامی، به رهبران فلسطینی، به اتحادیه اروپا، به ایران، و حتی به دولت خود مالزی که خود در روی کار آوردن آن دستی بسیار داشت. او انگار بیشتر نیمه خالی لیوان ها را می بیند. اما انصافا چه زیبا و منصفانه می بیند! می گوید "آنچه را که ما داریم، از آن ماست. باید برای آنچه که نداریم تلاش کرد". به همه چیز نقد داشت. البته نقدش از سر ضعف و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر بی خردی ها و ناتوانی ها یا توجیه سازی از جنس نقد دیگر رهبران کشورهای در حال توسعه و جهان سوم نیست.

نقدش از جنس دیگری است. سازنده، دیالکتیکی و ترقیخواه است. نمی خواست چون خود نمی توانست، یا نمی تواند! توجیه کند. نمی خواهد دیگران را تخریب و از آنها پلی بسازد. در مورد آنچه که می گوید و نقد می کند، همه چیز را می بیند و می داند. علی رغم موجی از جنجال ها که همین رویه اش در این کشور و حتی در جهان ایجاد کرده، اما به ندرت کسی توانسته خلاف ادعاهایش را مستند و منطقی ثابت کند.

او منتظر نقد نقدهایش و با آنچه که من روشنگری می نامم، هست. حتی اگر تبلیغ سیاه یا خاکستری باشد. نقد را به خوبی می پذیرد و درصدد پاسخگویی به آن در اولین فرصت ممکن بر می آید. در وبلاگش عمدتا میزبان و پاسخگوی همین نقدها یا پروپاگانداهاست. مخالف و منتقد خود را خیلی زیبا همچون آینه ای می نامد که او خود را در آن می یابد. اگر نباشد چطور بفهمد که درست کار می کند یا خیر.

اگرچه به دیکتاتوری در دوران زمامداری اش متهم است، و خود را گاها طنز گونه تنها دیکتاتوری می داند که پس از کناره گیری از قدرت زندانی یا اعدام نشده است! اما از آن احساس سرخوردگی نمی کند. او از آنچه که خود "کنترل دموکراسی" نامیده و سرلوحه کارش در 22 سال زمامداری اش بوده همچنان دفاع می کند و آنرا لازمه و زمینه ساز توسعه مدنی کشوری چند نژادی، جند زبانی و چند مذهبی می داند که به معنی واقعی کلمه تازه به دوران رسیده و می بایست در دنیایی پر تلاطم و پر رقابت فرایند و پله های توسعه را یکی پس از دیگری در می نوردید.

البته شاید او چون لازم می دید، دیکتاتور مآب می نمود و شاید هم بقیه، همانطور که غربی ها با نگرانی از "ماهاتیریسم" می گویند، او را چنین می نمایانند، اما نگاهی به سرنوشت کنونی مالزی در مقایسه با دیگر کشورهای تحت سلطه خودکامگان همچون عراق، شیلی و اوگاندا حکایت از چیز دیگری دارد. چطور می توان او را که به قول هر ناظر منصف داخلی و خارجی، معمار مالزی نوین است که مالزی را از هیچ به همه چیز رساند، او را که توانست اقتصاد صد درصد وابسته و ضعیف مبتنی بر کشاورزی و دامپروری این کشور را به اقتصاد نیمه صنعتی پیشرفته و در حال گذار به اقتصاد اطلاعاتی برساند، او که توانست مالزی را از یک کشور عقب افتاده در دهه 1970 به یکی از ببرهای به شدت در حال توسعه شرق آسیا در سال 2000 تبدیل کند، او که توانست مالزی را بدون هیچ گونه استقراض خارجی و تنها با اتکاء به "مدیریت انگیزه" و مدیریت منابع داخلی به عنوان موفق ترین کشور منطقه از بحران عظیم مالی سال 1997 عبور دهد، او که توانست مالزی را از کشوری که ایران تا قبل از انقلاب اسلامی حاضر به تاسیس سفارتخانه در آن نبود به یک کشور مدرن که اکنون سالانه 23 میلیون جهانگرد دارد، چهار میلیارد یورو تجهیزات الکترونیکی به آلمان! صادر می کند، صادرات تنها "دستکش آشپزخانه اش" به چهار میلیارد دلار می رسد، بزرگترین و بهترین فرودگاه جهان در آن واقع است و... و.... و بالاخره او که زمانی آرزوی داشتن شهری همچون تهران را داشت، اما اکنون تهران ها دارد! در ردیف صدام حسین، پینوشه و موگابه قرار داد.

او زبان برقراری ارتباط با ملتش و همه نسل ها را خوب می داند. با وجود کهولت سن، مخاطبانشان همیشه نسل جوان و رو به ترقی این کشور است. در فراخوان هایش اغلب جوانان و نسل روشنفکر این کشور لبیک می گویند. زمانی که عبدالله احمد بداوی، نجیب تون رزاق و دیگر رهبران فعلی این کشور به از دست دادن فضای مجازی برای برنامه های انتخاباتی خود اذعان می کنند، ماهاتیر وبلاگ شخصی اش در هفته میزبان بیش از یک میلیون نفر بود!

آری او به واقع تمام ویژگیهای یک رهبر کامل، روشن بین، دور نگر و مدرن را دارا بوده وهست. او زمانی که در اوج قدرت بود، با دور اندیشی تمام رهبرانی (همچون بداوی، نجیب رزاق و محی الدین یاسین و....) در دامن خود پرورش داد که اکنون مالزی می تواند کم و بیش به آنها تکیه کند. مالزی اکنون بر خلاف بسیاری از کشورهای همسطح و هم رده خود که تنها دو یا سه دهه پس از استقلال با قحط الرجالی مواجه و به سمت اضمحلال پیش می روند، رهبرانی پرورش یافته دارد که می توانند با اطمینان ادامه دهنده همان راهی باشند که پیشینیانشان با روشن بینی برای این ملت ترسیم کرده اند.

البته ماهاتیر تنها یک رهبر مالزیایی نیست. در آن سوی مرزها، اندونزیایی ها، فیلیپینی ها، تایلندی ها، و حتی سنگاپوری ها همه حسرت رهبرانی همچون او را می خورند که می توانستند کشور آنها را نیز از ورطه بحران های پی درپی سیاسی و اقتصادی، دسیسه های خارجی و وابستگی به خارج رهانیده و در یک کلام استقلال آنها را تا مدت ها تضمین کند. ژاپنیها، چینی ها، ایرانیها، پاکستانی ها و اعراب وی را به نیکی می شناسند. غربی ها نیز و بویژه بیل کلینتون، ال گور و تونی بلر او و توانمندیهایش و هوش اعوجاج انگیزش را به خوبی می شناسند و خوب نیز به یاد دارند! کمتر رهبر بلند پایه سیاسی حاضر است به مالزی سفر کرده، اما دستکم یکبار با ماهاتیر دیدار نداشته باشد. بسیاری نیز دستاوردهای سفر ماهاتیر به هر کشور خارجی را حتی در حال حاضر بسیار پربارتر و پر ثمرتر از نخست وزیر و دیگر رهبران در قدرت این کشور می دانند.

ماهاتیرهمچنان فرمان اصلی جهت دهی مالزی را در دست دارد. او راهنما و نظاره گر خوب، تیز بین و نکته سنجی برای هدایت این ملت در بزنگاه های تاریخی و مواقع سخت و دشوار است. او جهت ها را خوب می شناسد، توطئه ها را خوب تشخیص می دهد و به موقع زبان به سخن می گشاید. مالزیایی ها کنون می توانند اطمینان خاطر داشته باشند که در سایه رهبری همچون ماهاتیر، کشورشان از گزند هر حادثه و توطئه ای مصون خواهد بود. او نیز می تواند، هر چند با کمی دلهره و نگرانی!، اطمینان داشته باشد که کشورش در سایه رهبرانی که خود پرورش داده، آرمان اصلی ملتش، استقلال، آزادی و سربلندی را هرچند همراه با فراز و نشیب دنبال کرده و به سرانجام خواهند رساند.

او هم اکنون و همه روزه از طبقه 86 برج های دوقولو پتروناس با چشم اندازی وسیع و بسیار دیدنی شهر مدرن کوالالامپور به همراه برج های سر به فلک کشیده آن را به عنوان تنها بخشی از حاصل یک عمر مبارزه، تلاش و برنامه ریزی خود به نظاره می نشیند و بی صبرانه انتظار سال 2020 را می کشد تا مالزی را در اوج و به عنوان یکی از چند کشور اول دنیا! و نه منطقه ببیند। ان شاء الله خدایش عمر دهد.

لینک دیدار با ماهاتیر محمد را در اینجا ببینید


Jan 28, 2010

آزادی بیان: افسانه یا واقعیت

در مورد "آزادی بیان"، فلسفه، تاریخ و ادبیات طولانی آن که از قرن هفدهم و هجدم میلادی همراه با جان میلتون و جان لاک در کتاب مشهورش "نامه ای در باب آزادی" در انگلیس رواج یافت، مطالب زیادی گفته شده و باوجود گذشت سه قرن از آن زمان، این موضوع همچنان اگر نه به عنوان یگانه نماد مدرینته، بلکه به عنوان یکی از مهمترین آنها در تاریخ معاصر جهان بویژه در جهان غرب و کشورهای مدعی مهد تمدن همچنان مدعیان پروپا قرصی دارد.

در این میان، از آنجایی که موضوع "آزادی بیان" علی الظاهر غربی است و غربی ها خود را پرچمدار و مدعیان اصلی آن می دانند، چنین پنداشته می شود که کشورهای آنها مهد آزادی بوده و همه نوع آزادی از جمله آزادی بیان در آنها رعایت می شود و از سوی دیگر در سایر کشورها از جمله کشورهای جهان سوم و در حال توسعه آزادی وجود ندارد و چه بسا قطعنامه ها، اتهامات، تحریم ها، تبلیعات سیاه و ....... که از بایت همین نبودن آزادی بر آنها تحمیل نمی شود.

طرفه آنکه ما هم بر اساس آنچه که تاکنون در متون درسی و دانشگاهی به ما آموزانده اند، آنرا یاد گرفته و پذیرفته ایم که مثلا در غرب به عنوان مثال فرانسه، آمریکا، انگلیس، هلند و .... آزادی بیان هست. اما در کشورهای ما و امثال ما نه تنها آزادی بیان وجود ندارد، بلکه با اصل آنهم مخالفیت می شود.

اما چند روز پیش اتقاقی رخ داد که دستکم برای من موضوعیت "آزادی بیان" و معیارها و ملاک های آن در آمریکا به عنوان اصلی ترین مدعی "مهد آزادی" را زیر سئوال برده و به تفکر واداشت و آن واکشنی بود که از سوی برخی از اتباع آمریکایی در کنفرانس "آنرژی هسته ای آسیا-2010" در هتل شانگریلای مالزی روی داد.

در این کنفرانس حدود 10 کارشناس نه چندان بلند پایه آمریکایی از بخش های مختلف انرژی و صنعت حضور داشتند و من و چند تن از همکاران رسانه ای ام نیز بر حسب روال همیشه در این طور کنفرانس ها، حضور داشتیم. از باب تعامل با چند تن از این آمریکایی ها شروع به صحبت کردیم و پس از ارائه کارت شناسایی، از آنها در خواست کارت معرفی کردیم که در کمال تعجب با اظهار اینکه که دولت آمریکا ما را از مصاحبه با رسانه های ایران منع کرده است، از مصاحبه که هیچ، بلکه از ارائه کارت معرفی نیز خودداری کردند.

اما از همه اینها جالبتر، رفتار یکی دیگه از کارشناسان انرژی یک کمپانی آمریکایی حاضر در این کنفرانس بود که در ابتدا خیلی عادی و با اعتماد به نفس بالا به معرفی خود پرداخت و با ارائه کارت معرفی خود، چند سئوالی نیز به دوستان ما در مورد وضعیت انرژی در جهان، وضعیت نفت و گاز ایران و طبق معمول روابط ایران و آمریکا چند جمله ای که هیچ بوی سیاسی نیز نداشت، گفت.

اما هنوز چند دقیقه ای از پایان این گفتگوی مختصر و خداحافظی ما با او نگذشته بود، که دیدیم سراسیمه در سالن کنفراس به دنبال ماست و پس از پیدا کردن ما با خواهش و تمنا از ما خواست تا کارت وی را پس داده و به هیچ عنوان از عکس و مصاحبه وی در جایی استقاده نشود!!!

در مورد اینکه در این چند لحظه دقیقا چه گذشت و همکارانش به وی چه گفته بودند که این چنین پرشان شده بود، الله اعلم. اما پاسخی که ما در مورد چرایی این رفتار شنیدیم این بود: تو رو به خدا کارتم را بده و از عکس و مصاحبه ام استفاده نکن. اگر شما عکس و مصاحبه مرا چاپ کنید، و در آمریکا این مصاحبه شناسایی شود، دردسرهای زیادی برایم ایجاد خواهد شد. دولت ما گفته در این زمینه با ایرانی ها ابراز نظر نکنید. خواهش می کنم کارتم را بده!!

البته بدیهی است که تمامی کشورها مقامات بلندپایه نظامی و امنیتی خود را عموما از انجام مصاحبه با رسانه ها منع می کنند و اندک مصاحبه هایی هم که انجام می دهند، غالبا فرمالیته و از پیش تعیین شده است، اما منع چند کارشناس عادی که مثل سایر کارشناسان کشورهای دیگر و بدون هیچ گونه تشریفاتی در این کنفرانس شرکت کرده بودند، از انجام مصاحبه و حتی ارائه کارت شناسایی به رسانه ها خارجی ولو دشمن درجه یک چه معنایی جزء نقض آشکار "آزادی بیان" از سوی دولت آمریکا، آنهم از نوع دموکرات آن می تواند داشته باشد.

و این بود نمونه ای از تجلی "آزادی بیان" ، آنهم در سرزمینی که قانون اساسی آن همه آزادی ها را تضمین کرده و از آن مهمتر در بند دیگری از همین قانون با دوراندیشی خاصی راه را بر هرگونه تغییر یا نقض بندهای مربوط به "آزادی" بسته است.

Jan 22, 2010

تاکید مجدد ماهاتیر محمد بر ادعای خود مبنی بر نمایش بودن حادثه 11 سپتامبر

ماهاتیر محمد در حالی که اظهارات اخیرش مبنی بر نمایشی بودن حادثه 11 سپتامبر موجی از انتقادات داخلی و خارجی علیه وی راه انداخته است، بار دیگر بر ادعای خود تاکید و واقعه 11 سپتامبر را نمایشی و صحنه سازی خود آمریکایی ها دانست.

ماهاتیر محمد در گفتگو با خبرنگاران افزود: اظهارات وی در مورد نمایشی بودن حادثه 11 سپتامبر مستند و بر اساس شواهد موثق در این رابطه می باشد و در این زمینه نیازی به خودنمایی نمی بیند.

نخست وزیر پیشین مالزی با اشاره به اینکه وی به همراه یک تیم قوی از کارشناسان و همفکران خود یک فیلم سه ساعته در مورد این حادثه را بازبینی کرده و به این نتیجه رسیده است که فروپاشی برج های تجارت جهانی و کشته شدن بیش از سه هزار نفر در این دو برج نمی تواند تنها ناشی از برخورد دو هواپیما با آنها باشد.

ماهاتیر محمد در ادامه با تاکید بر این که چهار تروریست عرب نمی توانند چنین واقعه بزرگی را طراحی و به اجرا در بیاورند، به مذاکرات خود با یک شاهد عینی که از نزدیک حادثه 11 سپتامبر را مشاهده و نقش زیادی نیز کمک رسانی به مصدومان این دو برج داشته اشاره و تصریح ساخت که قبل از برخورد هواپیماها با این دو برج انفجار مهیبی در آنها روی داده است.

وی می افزاید: بسیاری از مردم آمریکا و حتی افکار عمومی جهان نسبت به امکان سقوط دو برج مرکز تجارت جهانی در نیویورک در اثر برخورد هواپیماها شک دارند و عوامل دیگر را در تخریب کامل این دو برج موثر می دانند.

این سیاستمدار کهنه کار مالزیایی همچنین در آخرین پستی که در وبلاگ خود قرار داده، ضمن رد انتقادهای صورت گرفته از وی به خاطر بیان این اظهارات می نویسد: پخش سانسور نشده فیلم سه ساعته ساخته شده از این واقعه از رسانه های دیداری و شنیداری جهان به خوبی پرده از این برنامه از پیش صحنه سازی شده برداشته و می تواند کمک زیادی به روشنگری افکار عمومی در این زمینه بکند.

گفتنی است اظهارات اخیر ماهاتیر محمد در مورد حادثه 11 سپتامبر موجی از انتقاد و جنجال علیه وی و نیز تبعات منفی آن علیه منافع ملی این کشور بویژه در ارتباط با آمریکا به راه انداخته است.

روزنامه استار، چاپ مالزی، در این زمینه به نقل از رییس مرکز مطالعاتی مرداکا مالزی می نویسد: ابراز چنین عقایدی در حالی که مالزی با مسایل داخلی و تنش های قومی درگیر است نادرست است.

به گفته ابراهیم صوفیان، این گونه اظهارات نه تنها کمکی به بهبود جایگاه و تصویر مالزی نزد افکار عمومی جهان نخواهد کرد، بلکه همچنین حساسیت هایی علیه کشور ایجاد خواهد کرد.

پایگاه اینترنتی مالیزیا اینسایدر نیز در این زمینه به نقل از"لیم کیت سیانگ" مشاور حزب اپوزیسیون "داپ" می نویسد که اگر ماهاتیر محمد همچنان نخست وزیر این کشور بود با این صحبت های خود باعث ایجاد تنشی بین المللی زیادی بین مالزی و آمریکا می شد.

به نوشته این پایگاه خبری، این اظهارات در عین حال مشکلاتی برای دولت "نجیب رزاق" نخست وزیر این کشور که برای بهبود روابط مالزی با آمریکا تلاش می کند، ایجاد خواهد کرد.

این درحالی است که برخی از رسانه های اپوزیسیون مالزی نیز اظهارات اخیر ماهاتیر محمد در مورد حادثه 11 سپتامبر را در چارچوب اختلافات داخلی دنبال کرده و معتقدند ماهاتیر محمد خود نیز از همین شیوه برای کنار زدن اپوزیسیون از صحنه سیاسی این مالزی استفاده می کرده است.

پایگاه اینترنتی مالیزیا کینی در این زمینه می نویسد: نکته قابل توجه در اظهارات اخیر ماهاتیر محمد در مورد حادثه 11 سپنامبر این است که اگر این واقعه یک برنامه از پیش طراحی شده از سوی خود آمریکا است، اتهام فساد اخلاقی علیه انور ایراهیم، رهبر اپوزیسیون مالزی، که در نهایت منجر به برکناری وی از سمت معاونت نخست وزیری و نیز زندانی شدن وی شد، نیز یک برنامه از پیش تعیین شده از سوی شخص ماهاتیر محمد بوده است.

Jan 11, 2010

استفاده جوانان مالزیایی از فیس بوک برای افزایش اتحاد و یکپارچگی در بین مردم این کشور

به دنبال بروز برخی تنش ها بین پیروانه ادیان مختلف در مالزی، بویژه بین مسلمانان و مسیحیان این کشور، جوانان مالزیایی با استفاده از شبکه اجتماعی فیس بوک مردم این کشور را به اهداء گل به یکدیگر برای ارتقاء اتحاد و یکپارچگی و جلوگیری از هرگونه تنش بیشتر فراخواندند.

روز شنبه گذشته مردم مالزی به فراخوان جوانان این کشور از طریق شبکه فیس بوک پاسخ مثبت داده و با حضور در خیابانهای کوالالامپور، از جمله خیابان بوکیت واقع در کوالالامپور، به توزیع گل بین یکدیگر پرداختند.

حضور مردمی بویژه از اقوام و نژادهای مختلف در پاسخ به این فراخوان صحنه های زیبایی از تلاش جوانان نوگرای این کشور برای عبور از این بحران به نمایش گذاشته بود.

گفتنی است به دنبال حکم دادگاه عالی مالزی مبنی بر مجاز دانستن حق استفاده از لفظ جلاله "الله" توسط مسیحیان، مسلمانان این کشور خشمگین شده و تاکنون چندین تظاهرات و تجمع در مناطق مختلف این کشور برپا کرده اند.

بر اساس گزارش رسانه های مالزیایی، تاکنون نزدیک به 10 کلیسا و چند مسجد بر اثر ناآرامی های پس از صدور این حکم با مواد آتش زا مورد حمله قرار گرفته و به آتش کشیده شده است.

در حالی که دولت این کشور از کنترل خشم و تحرکات ناشی از ناآرامی های اخیر عاجز مانده است، جوانان این کشور با تشکیل یک جنبش اجتماعی عظیم ابتکار عمل برای بازگرداندن آرامش به کشور را در دست گرفته و در این راستا از شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک بیشترین بهره را می برند.

Jan 9, 2010

مالزي در اوج بحران مالی هم رکورد شکست

وزارت توریسم مالزی اعلام کرد که شمار گردشگران وارد شده به این کشور در طول سال 2009 ميلادي به بيش از 23 ميليون 650 هزار نفر رسيد که اين ميزان در مقايسه با سال 2008 یک میلیون و 600 هزار نفر افزايش نشان مي دهد.

شمارش گردشگران بازدید کننده از مالزی در سال 2009 در حالی از مرز 23 میلیون و 500 هزار فراتر رفته که دولت این کشور به دلیل بحران مالی و نیز شیوع آنفلوآنزای خوکی سقف برنامه های خود برای جذب گردشگر خارجی را به زیر 20 میلیون نفر کاهش داده بود.

"ان جي ين ين" وزير گردشگري مالزي گفت: در آينده با افزايش کيفيت و کميت خدمات گردشگري خصوصا در زمينه سرويس تاکسي و حمل و نقل گردشگران، نرخ هاي بهتر هتل ها و نيز بهبود رفتار و قابليت اعتماد به ميزبانان بخش گردشگري اين رکورد باز هم شکسته خواهد شد.

در سال 2009 ميلادي بيشترين شمار گردشگر وارد شده به مالزي از مبداء کشورهاي سنگاپور، اندونزي، تايلند و چين بوده است.

همين گزارش بيشترين رشد در ميزان گردشگر وارد شده به مالزی را ايران ذکر مي کند که در سال 2009 به ميزان 9/60درصد نسبت به سال قبل از آن افزايش نشان مي دهد.

وزير گردشگري مالزي دستيابي به رکورد جديدي براي ورود گردشگر به اين کشور را خصوصا با توجه به شيوع همه گيري آنفلوآنزاي خوکي و نيز وضعيت رکود مالي موجود در جهان موفقيتي بزرگ براي صنعت توريسم مالزي عنوان کرد.

Jan 5, 2010

ادامه جنجال بر سفر لفظ جلاله "الله" در مالزی و راهکار ماهاتیر محمد

نخست وزیر پیشین مالزی با تاکید براینکه مسیحیان از لفظ جلاله "الله" برای ترویج ایمان مسیحی در بین مسلمانان استفاده می کنند، خاطرنشان ساخت که مسیحیت نیازی به استفاده از لفظ جلاله "الله" ندارد.

ماهاتیر محمد در وبلاگ شخصی خود با اشاره به اختلافات پیش آمده در این کشور بر سر استفاده از لفظ جلاله "الله" توسط مسیحیان نوشت: لفظ جلاله "الله" نه در تورات که به زبان عبری است، و نه در انجیل به زبان های لاتین و اروپایی به هیچ عنوان به کار نرفته است.

به گفته مهاتیر محمد، واژه God در یهودیت به معنی "یهو"، خدای یهودی، و در انجیل نیز که این کلمه با عیسی یکسان دانسته شده است، بنابراین در هیچکدام واژه جلاله "الله" بکار نرفته است.

وی می افزاید: مسیحیان مالزی به منظور توضیح و ترویج ایمان مسیحی در بین مسلمانان واژه God را به "الله" ترجمه می کنند تا به نظر آنها آشنا بیاید، در حالی که ترجمه آن به "الله" از لحاظ معنی و مفهومی کاملا اشتباه است.

نخست وزیر پیشین مالزی ادامه داد: ترجمه دقیق واژه God به زبان مالایی که همان معنا و مفهوم دینی God را برساند، واژه توهان (Tuhan) است و نه لفظ جلاله "الله".

ماهاتیر محمد در مورد دلایل مخالفت خود با استفاده مسیحیان این کشور از لفظ جلاله "الله" می افزاید: واژه "الله" در اسلام از لحاظ معنی و مفهومی بسیار متفاوت از واژه God در مسیحیت است چراکه در اسلام، "الله" به معنی یکتا و یگانه است که نه متولد شده و نه زاد و ولد می کند و نه فوت کرده است.

این درحالیه است که در مسیحیت از یکسو God با عیسی یکسان دانسته شده و از سوی دیگر درقضیه "تثلیث" ایمان مسیحیان، آنها معتقد به خدای پدر (God the Father)، خدای پسر (God the Son) و روح القدس (Holy Ghost) هستند. کما اینکه در برخی از اعتقادات مسیحی نیز گفته شده که God فوت کرده است.

بنابر این، با توجه به برداشت مسیحیان از واژه God، قطعا اگر این واژه به "الله" ترجمه شود، موجب خشم و انزجار مسلمانان خواهد شد چراکه برداشت آنها از لفظ جلاله "الله" اساسا متفاوت است.

وی با اشاره به سابقه حضور مسیحیان در این کشور افزود: هرگز در این کشور شنیده نشده که مسیحیان مالزی زمانی که به زبان مالایی در مورد God صحبت می کنند، از لفظ جلاله "الله" استفاده کنند. بنا براین چرا حالا به آن نیاز پیدا کرده اند!؟

نخست وزیر اسبق و کهنه کار مالزی در بخش دیگری از نوشته خود در عین حال به دولت این کشور هشدار داد که این موضوع یک موضوع بسیار حساس است که تنها با درایت و هوشمندی می توان آنرا جل و فصل کرد نه از طریق قانون و دادگاه.

گفتنی است در قانون اساسي مالزي استفاده از لفظ جلاله "الله" تنها منحصر به مسلمانان بوده و پیروان ساير اديان حق استفاده از آن بويژه براي تبليغ دين خود در بين مسلمانان را ندارند.

بر اساس همين بند از قانون اساسي، وزارت کشور مالزي به شدت به اعمال اين قانون پرداخته به طوري که به استناد آن، نشريه چهار زبانه هرالد متعلق به اقليت کاتوليک اين کشور را به دليل استفاده از لفظ جلاله "الله" در ترجمه مالایی خود متوقف کرد.

وزرات کشور مالزي همچنين در آبان ماه گذشته نيز بيش از 15 هزار کتاب انجيل که از کشور اندونزي وارد اين کشور شده بود را به دليل استفاده از لفظ جلاله "الله" توقيف و از فروشگاه ها و کتابخانه هاي اين کشور جمع آوري کرد.

با اين حال و با شکايت اقليت مسيحي اين کشور از اين بند قانون اساسي مالزي و بويژه پيگيري هاي نشريه هرالد، دادگاه عالي مالزي سرانجام پس از بررسي هاي طولاني هفته گذشته راي به لغو اين حکم داد و ساير اقليت هاي ديني را نيز براي استفاده از لفظ جلاله "الله" مجاز دانست.

بر اساس راي دادگاه عالي اين کشور، ممنوعيت استفاده از لفظ جلاله "الله" توسط غيرمسلمانان تنها به منظور جلوگيري از ترويج دين آنها در بين مسلمانان بوده و لذا آنها مي توانند از اين لفظ در بين خود و حتي در نشريات خود استفاده کنند.

در عين حال صدور حکم دادگاه عالي مالزي در مورد استفاده از لفظ جلاله "الله" توسط غيرمسلمانان جنجال زيادي در بين احزاب و گروه هاي سياسي اين کشور و نيز مسلمانان ايجاد کرد. به طوریکه روز شنبه گذشته ده ها تن از مسلمان معترض اين کشور با حمل پلاکاردها و دست نوشته هايي در مقابل دادگاه عالي اين کشور تجمع کرده و با سردادن شعارهايي عليه دادگاه عالي اين کشور خواستار لغو اين حکم شدند.

به دنبال این اعتراضات، نحیب تون رزاق، نخست وزیر و محی الدین یاسین، معاون نخست وزیر مالزی نیز از مردم و بويژه احزاب اسلامگراي اين کشور خواست تا ضمن حفظ آرامش به دولت اجازه دهند تا اين مساله را در فرصت مناسب و از طريق ارائه دادخواست به دادگاه عالي اين کشور حل و فصل کند.

Nov 19, 2009

سمينار بين المللي مسائل و چالش هاي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه برگزار شد

اولين سمينار بين المللي مشترک ايران و مالزي در مورد "مسائل و چالش هاي استفاده از فناوري نوين اطلاعات و ارتباطات، تبادل تجربيات در استفاده از آي.سي.تي در برنامه هاي توسعه" در مالزي برگزار شد.

در اين سمينار استادان و محققاني از دانشگاه يو.پي.ام (UPM) و يو.کي.ام (UKM) مالزي و نيز دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه تربيت معلم ايران به ارائه مقالات و تحقيقات خود در مورد جايگاه و نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه هاي توسعه ايران و مالزي پرداختند.

بنا به اين گزارش، مهمترين چالش هاي ناشي از ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات در کشورهاي اسلامي، الگوهاي کاربردي آ.سي.تي در جوامع مختلف، نقش آي.سي.تي در توسعه روستايي و شهري، لزوم آموزش و فرهنگ سازي در مورد استفاده از فناوري هاي نوين و نيز اهميت آ.سي.تي در آموزش از راه دور از جمله محورهايي بود که در اين سمينار مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

دکتر عباس قنبري مسئول برگزاري اين سمينار علمي و دبير انجمن علمي "ارتباطات و فناوري اطلاعات" دانشجويان ايراني مقيم مالزي گفت: در اين سمينار يک روزه، اساتيد و محققان شرکت کننده بيشتر به بررسي جايگاه ارتباطات و فناوري اطلاعات در برنامه هاي توسعه بلند مدت دو کشور شامل برنامه چشم انداز توسعه بيست ساله ايران و نيز ماليزيا 2020 پرداخته و بحث هاي بسياري خوبي در مورد تجارب دو کشور در اين زمينه صورت گرفت.

به گفته وي در حاشيه اين سمينار نيز چند ديدار دوجانبه بين هيات اعزامي از دانشگاه علامه طباطبائي به سرپرستي دکتر عزت الله سام آرام با مسئولين دانشگاه يو.پي.ام، از جمله رئيس دانشکده ارتباطات وزبان هاي خارجي اين دانشگاه، رئيس موسسه تحقيقات اجتماعي و نيز رئيس مرکز توسعه و ترويج دانشگاه يو.پي.ام برگزار شد.

به گفته دکتر قنبري، در اين ديدارها دو طرف در مورد چشم انداز همکاري هاي علمي دو دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه يو.پي.ام مالزي در قالب برگزاري سمينارها و کارگاه هاي آموزشي مشترک، تبادل استاد و دانشجو، ارائه فرصت هاي مطالعاتي به اساتيد دو دانشگاه، انجام تحقيقات مشترک بين دانشگاهي و نيز فراهم ساختن زمينه امضاي تفاهم تفاهم نامه همکاري بين اين دو بحث و تبادل نظر کردند.

همچنين دکتر سام آرام، رئيس دانشکده علوم اجتماعي و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي در ديدار با رئيس مرکز تحقيقات اجتماعي دانشگاه يو.پي.ام وعده داد تا دومين سمينار بين المللي مسائل و چالش هاي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه را سال آينده با همکاري دانشگاه هاي دو کشور در دانشگاه علامه طباطبايي برگزار کند.

گفتني است اولين سمينار "مسائل و چالش هاي استفاده از فناوري نوين اطلاعات و ارتباطات: تبادل تجربيات در استفاده از آي.سي.تي در برنامه هاي توسعه" به همت انجمن علمي "ارتباطات و فناوري اطلاعات" دانشجويان ايراني مقيم مالزي و با همکاري دانشگاه علامه طباطبائي و نيز دانشگاه يو.پي.ام مالزي (UPM) و حمايت رايزني علمي و سرپرستي دانشجويان ايران در جنوب شرق آسيا برگزار شد.

Oct 25, 2009

سنگاپور کمترين و ايران بيشترين تعطيلات رسمي را در جهان دارند

در بين کشورهاي مختلف، سنگاپور با 11 روز تعطيلات رسمي، کمترين ميزان تعطيلات عمومي و ايران با 30 روز بيشترين تعطيلات در تقويم رسمي خود را در اختيار دارند.

پايگاه اينترنتي ماليزيا اينسايدر در این زمینه نوشت: در حالي که سنگاپور در رده بندي هاي مختلف جهاني از جمله تجارت، ميزان درآمد و توليد ناحالص ملي همواره در رده هاي اول قرار دارد، اما اين کشور در بين کشورهاي مختلف جهان از کمترين ميزان تعطيلات رسمي برخوردار است.

در اين گزارش همچنين خاطرنشان شده که ايران با 30 روز تعطيلي رسمي بيشترين ميزان تعطيلات رسمي در جهان را دارد.

بنا به اين گزارش، در بين 195 کشور جهان تنها 50 کشور در مقايسه با ديگر کشورها از تعطيلات کمتري برخوردارند که در بين آنها نيز کمترين ميزان تعطيلات رسمي 17 روز است.

اين گزارش در ادامه مي افزايد: به طور مثال در منطقه آسيا ژاپن 17 روز، هنگ کنگ 18 روز و جمهوري خلق چين 22 روز تعطيلي رسمي دارند.

Oct 17, 2009

برای اولین بار یک زن به عنوان مدیر کل یونسکو انتخاب شد


برای اولین بار یک زن به عنوان مدیر کل سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) انتخاب شد. در نشست روز پنج شنبه اعضای مجمع عمومی این سازمان داشتند، خانم ارینا بوکووا از کشور بلغارستان به عنوان دبیر کل جدید این سازمان انتخاب شد.

ارینا بوکووا قبل از این سفیر بلغارستان در فرانسه و نیز نماینده دائم این کشور در یونسکو بوده است.

The 35th Session of the General Conference today elected Irina Bokova of Bulgaria as the tenth Director-General of UNESCO. The investiture will take place in a ceremony in Room I in the afternoon of Friday 23 October 2009, when Irina Bokova will become the first woman to hold the post since the foundation of the Organization in 1945.Contiue

Oct 9, 2009

آماری جالب و خواندنی از پراکندگی شیعیان در نقاط مختلف جهان










مرکز تحقیقات "پیو" وابسته به "مجمع دین و زندگی اجتماعی پیو (Pew)" در آخرین گزارش میدانی خود در مورد جمعیت مسلمانان ، تعداد کل شیعیان جهان را بین 154 تا 200 میلیون نفر اعلام کرده که این میزان معادل 10 تا 13 درصد کل جمعیت مسلمانان جهان می باشد.

بر طبق این گزارش بین 68 تا 80 درصد شیعیان جهان در چهار کشور ایران، پاکستان، هند و عراق زندگی می کنند که در این بین ایران با 66 تا 70 میلیون شیعه معادل 37 تا 40 درصد کل شیعیان جهان را در خود جا داده است.

بر طبق این گزارش همچنین کشورهای پاکستان نیز بین 17 تا 26 میلیون شیعه، هند بین 16 تا 24 میلیون شیعه و عراق نیز بین 19 تا 22 میلیون شیعه در خود جای داده اند.

در این گزارش همچنین از کشورهای ترکیه، یمن، آذربایجان، افغانستان، سوریه، عربستان سعودی، لبنان، نیجریه و تانزانیا به عنوان کشورهای دارای جمعیت شیعه بیش از یک میلیون نفر نام برده می شود.

بر طبق آمار منتشر شده در این گزارش در چهار کشور ایران، آذربایجان، بحرین و عراق شیعیان اکثریت کل جمعیت کشور را تشکیل می دهند.

Oct 8, 2009

آمار جالب از تعداد و پراکندگی جغرافیایی مسلمانان در سراسر جهان










روزنامه نیو استریتز تایمزچاپ مالزی در گزارشی از تعداد پیروان دین اسلام نوشت که یک میلیارد و 570 میلیون نفر مسلمان در جهان وجود دارد که این تعداد مسلمان، اسلام را پس از مسیحیت با 2 میلیارد و یکصد میلیون پیرو، در رده دوم بزرگترین ادیان جهان قرار می دهد
بر طبق این گزارش و بر اساس تحقیقی که در طی سه سال گذشته صورت گرفته، جمعیت مسلمانان جهان در حال حاضر بالغ بر یک میلیارد و 570 میلیون نفر است و این بدین معنی است که از هر چهار نفر یک نفر مسلمان است।

"آمانی جمال" یک استاد علوم سیاسی دانشگاه پرینستون بعد از مطالعه این گزارش اعلام کرد که این گزارش ایده کلی "همه مسلمانان عرب هستند و همه عرب ها مسلمان هستند" را باطل می کند.

مقامات پیو (PEW) که کار دشوار تعیین تعداد مسلمانان جهان در 232 کشور و سرزمین را انجام داده اند از روش های گوناگون تجزیه و تحلیل گزارشات سرشماری، جمعیت شناسی و بررسی های جمعیتی استفاده کرده اند.

برخی از نتایج جالب این گزارش به شرح زیر می باشد:

· تعداد مسلمانان آلمان از لبنان، چین از سوریه، روسیه از مجموع کشورهای اردن و لیبی و اتیوپی از افغانستان بیشتر است.

· دو سوم کل مسلمانان جهان در 10 کشور زندگی می کنند: شش کشور آسیایی (اندونزی، پاکستان، هند، بنگلادش، ایران و ترکیه) و 4 کشور آفریقایی (مصر، الجزایر، مراکش و نیجریه).

· اندونزی با 203 میلیون مسلمان معادل 13 درصد کل جمعیت مسلمانان جهان را داشته و پرجمعیت ترین کشور اسلامی است.

· جمعیت مسلمانان اروپا 38 میلیون نفر است که 5 درصد کل جمعیت قاره اروپا می باشد.

· آلمان با 4 میلیون مسلمان دارای بزرگترین جمعیت مسلمانان اروپا است.

· بیش از نیمی از 4 میلیون و ششصد هزار مسلمان ساکن در قاره آمریکا در ایالات متحده آمریکا زندگی می کنند و 700 هزار نفر نیز در کانادا.

· 20 درصد کل جمعیت مسلمانان جهان در خاورمیانه و شمال آفریقا و بیش از 60 درصد کل مسلمانان جهان در قاره آسیا زندگی می کنند.

· در میان کشورهای اسلامی، افغانستان کشوری است که بیشترین جمعیت آنها مسلمان هستند. در این کشور 7/99 درصد مردم مسلمانان و تنها ३ دهم درصد آن غیر مسلمان هستند.

· حدود 317 میلیون مسلمان معادل یک پنجم کل جمعیت مسلمانان در کشورهایی زندگی می کنند در آن اقلیت هستند و اسلام دین اصلی آن کشور نیست.

· سه چهارم اقلیت های مسلمان جهان در پنج کشور ساکن هستند: هند (161 میلیون)، اتیوپی (28 میلیون)، چین (22 میلیون)، روسیه (16 میلیون) و تانزانیا (13 میلیون).